تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢
لَشَهيدٌ».
چرا كه انسان نسبت به نفس خويش بصيرت دارد، و اگر صفات درونى خود را از هر كس بتواند پنهان كند، از خدا و وجدان خويش نمىتواند مخفى دارد، خواه به اين حقيقت اعتراف كند يا نه!
بعضى نيز گفتهاند: ضمير در «انَّهُ» به «خدا» برمىگردد، يعنى خداوند گواه وجود صفت كنود در انسان است.
ولى، با توجه به آيات قبل و بعد كه ضمائر مشابه آن در اين آيات به انسان برمىگردد، اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد، هر چند بسيارى از مفسران اين تفسير را ترجيح دادهاند.
اين احتمال نيز داده شده: منظور شهادت انسان بر گناهان و عيوب خود در قيامت است، چنان كه از بسيارى از آيات قرآن استفاده مىشود.
اين تفسير نيز در اينجا هيچ دليلى ندارد؛ زيرا آيه مفهوم گستردهاى دارد كه شهادت و گواهى او بر كفران و بخل خويش در اين دنيا را نيز شامل مىشود.
درست است گاهى انسان از شناخت خويش عاجز مىگردد، و به اصطلاح، وجدان خود را فريب مىدهد، و تسويل و تزيين شيطانى، صفات مذمومش را در نظرش زيبا جلوهگر مىسازد، ولى در خصوص مورد كفران و بخل، مطلب آن قدر واضح است كه نمىتواند بر آن پردهپوشى كند و وجدان خود را بفريبد.
***
باز در آيه بعد مىافزايد: «او علاقه شديدى به مال و ماديات دارد» «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ». «١»