تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥
«زمزم» بود- و از همين آيه از آن حضرت سؤال كرد.
فرمود: آيا از كسى قبل از من اين آيه را پرسيدهاى؟
عرض كرد: آرى، از «ابن عباس» پرسيدهام، او گفته: منظور اسبانى است كه در راه جهاد حمله مىكنند.
فرمود: برو و او را صدا كن نزد من بيايد.
هنگامى كه خدمت حضرت رسيدم، فرمود: چرا مردم را به چيزى كه نمىدانى فتوا مىدهى؟ اولين غزوه در اسلام «بدر» بود و با ما جز دو اسب نبود:
اسبى از «زبير» و اسبى از «مقداد»، چگونه «عاديات» به معنى «اسبان» است؟! نه، مقصود شترانى است كه از «عرفات» به «مشعر» و از «مشعر» به «منى» مىروند.
«ابن عباس» مىگويد: اين را كه شنيدم، از نظر خود بازگشتم و نظر اميرمؤمنان على عليه السلام را پذيرفتم. «١»
اين احتمال نيز وجود دارد: «عاديات» چون داراى معنى وسيعى است، هم اسبان مجاهدان را شامل مىشود، و هم شتران حاجيان را، و منظور از روايت فوق اين است كه، نبايد معنى آن را محدود به اسبان كرد؛ چرا كه اين معنى همه جا صادق نيست، مصداق واضحترش شتران حجاج است.
اين تفسير از جهاتى مناسبتر به نظر مىرسد.
***
پس از آن مىافزايد: «سوگند به آنها كه جرقههاى آتش افروختند» «فَالْمُورِياتِ قَدْحاً».