تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
بر چيزهائى داده مىشود كه ما آن را دوست داريم، و اشياء كوچك چيزى نيست كه مورد علاقه ما باشد، و همچنين نسبت به گناهان كوچك بى اعتنا بودند، آيات نازل شد و آنها را به خيرات كوچك ترغيب كرد، و از گناهان كوچك بر حذر داشت.
***
٢- پاسخ به يك سؤال
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه: مطابق اين آيات، انسان همه اعمال خود را در قيامت اعم از نيك و بد، كوچك و بزرگ مىبيند، اين معنى چگونه با آيات «احباط»، «تكفير»، «عفو» و «توبه» سازگار است؟ زيرا آيات «احباط» مىگويد: بعضى از اعمال مانند «كفر»، تمام «حسنات» انسان را از بين مىبرد: «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» «١»
و طبق آيات «تكفير» گاهى «حسنات»، «سيئات» را از بين مىبرد: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات». «٢»
و آيات «عفو» و «توبه» مىگويد: در سايه عفو الهى يا توبه كردن، گناهان محو مىشوند، اين مفاهيم چگونه با مسأله مشاهده تمام اعمال نيك و بد تطبيق مىكند؟
در پاسخ اين سؤال بايد به يك نكته توجه كرد و آن اين كه: دو اصل آيات فوق كه: انسان هر ذرهاى از كار نيك و بد را مىبيند، به صورت يك قانون كلى است، و مىدانيم: هر قانون ممكن است استثناهائى داشته باشد، آيات «عفو»، «توبه»، «احباط» و «تكفير» در حقيقت به منزله استثناء از اين قانون كلى است.
پاسخ ديگر اين كه: در مورد «احباط» و «تكفير» در حقيقت موازنه و كسر و انكسارى رخ مىدهد، و درست مانند «مطالبات» و «بدهىها» است، كه از