تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
تفسير:
سوگند به اين شهر مقدس
سنت قرآن در بسيارى از موارد بر اين است كه: بيان حقايق بسيار مهم را با سوگند شروع مىكند، سوگندهائى كه خود نيز سبب حركت انديشه، فكر و عقل انسان است، سوگندهائى كه ارتباط خاصى با همان مطلب مورد نظر دارد.
در اينجا نيز براى بيان اين واقعيت كه زندگى انسان در دنيا توأم با درد و رنج است، از سوگند تازهاى شروع مىكند و مىفرمايد: «قسم به اين شهر مقدس، شهر مكّه» «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ». «١»
***
«شهرى كه تو ساكن آن هستى» «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ».
گرچه، در اين آيات، نام «مكّه» صريحاً نيامده است، ولى با توجه به «مكّى» بودن سوره از يكسو، و اهميت فوق العاده اين شهر مقدس از سوى ديگر، پيدا است: منظور همان «مكّه» است، و اجماع مفسران نيز بر همين است.
البته، شرافت و عظمت سرزمين «مكّه» ايجاب مىكند، خداوند به آن سوگند ياد نمايد؛ چرا كه نخستين مركز توحيد و عبادت پروردگار در اينجا ساخته شده، و انبياى بزرگ، گرد اين خانه طواف كردهاند، ولى جمله «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» مطلب تازهاى در بر دارد، مىگويد: اين شهر به خاطر وجود پر فيض و پر بركت تو، چنان عظمتى به خود گرفته كه شايسته اين سوگند شده است.
و حقيقت همين است كه: ارزش سرزمينها به ارزش انسانهاى مقيم در آن است، مبادا كفار «مكّه» تصور كنند اگر قرآن به اين سرزمين قسم ياد مىكند، براى