تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦
نكته:
طغيان و احساس بى نيازى
غالب مفاسد دنيا از قشرهاى مرفه و مستكبر سرچشمه مىگيرد، و هميشه در صف اول مبارزه در مقابل انبياء آنها بودهاند، همانها كه گاه، قرآن از آنان به «مَلأ» تعبير كرده «١» گاه، به «مترفين» «٢»
و گاه، به «مستكبرين» «٣»
كه اولى اشاره به جمعيت اشرافى است كه ظاهرشان چشمها را پر مىكند و درونشان تهى و خالى است، دومى اشاره به كسانى است كه در ناز و نعمت به سر مىبرند و مست و مغرورند و از درد و رنج ديگران بى خبر، و سومى به آنها كه بر مركب كبر و غرور سوار و از خدا و خلق دورند.
و سرچشمه همه اينها، احساس بى نيازى و غنا است، و اين از ويژگىهاى افراد كم ظرفيت است، كه وقتى به نعمت، مال و مقامى مىرسند، چنان مست مىشوند و احساس بى نيازى مىكنند، كه خدا را هم به دست فراموشى مىسپارند.
در حالى كه مىدانيم: از نسيمى، دفتر ايام بر هم مىخورد و تمام اموال انسان در كمتر از يك ساعت، ممكن است نابود شود، يا سيل و زلزله و صاعقهاى همه را بر باد دهد، و سلامت او نيز با گلوگير شدن يك جرعه آب، چنان به خطر بيفتد كه، مرگ را با چشم خود ببيند.
اين، چه غفلتى است كه دامن گروهى را مىگيرد، خود را بى نياز مىپندارند، و بر مركب سركش غرور سوار شده، صحنه اجتماع را جولانگاه خود قرار مىدهند.