تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
بعضى از مفسران ضمير در «كانَ» و «أَمَرَ» را به همان شخص نهى كننده مانند «ابو جهل» باز گرداندهاند، بنابراين، مفهوم آيات چنين مىشود: اگر او هدايت را بپذيرد و به جاى منع از نماز، دعوت به تقوا كند، چقدر به حال او مفيد است؟
ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد.
***
نكته:
عالم هستى محضر خدا است
توجه به اين واقعيت، كه هر كارى را انسان انجام مىدهد در پيشگاه خدا است، و اصولًا «تمام عالم هستى محضر خدا است»، و چيزى از اعمال و حتى نيات آدمى از او پنهان نيست، مىتواند روى برنامه زندگى انسان اثر زياد بگذارد، و او را از خلافكارىها باز دارد، مشروط بر اين كه ايمان به اين مطلب، واقعاً در دل او جاى گيرد و به صورت يك باور قطعى در آيد.
در حديثى مىخوانيم: أُعْبُدِ اللَّهُ كَأَنَّكَ تَراهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ: «خدا را آن چنان عبادت كن كه گوئى او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى، او تو را به خوبى مىبيند». «١»
نقل مىكنند: بيدار دلى بعد از گناهى، توبه كرده بود، و پيوسته مىگريست، گفتند: چرا اين قدر گريه مىكنى؟ مگر نمىدانى خداوند متعال غفور است؟
گفت: آرى، ممكن است او عفو كند، ولى اين خجلت و شرمسارى كه او مرا ديده، چگونه از خود دور سازم؟!
گيرم كه تو از سرِ گنه درگذرى زان شرم كه ديدى كه چه كردم، چه كنم؟!
١٥ كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ
١٦ ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ
١٧ فَلْيَدْعُ نادِيَهُ
١٨ سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ
١٩ كَلَّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ
ترجمه:
١٥- زنهار، اگر دست از كار خود بر ندارد، موى پيش سرش را گرفته.
١٦- همان موى پيش سر دروغگوى خطا كار را!
١٧- سپس هر كه را مىخواهد صدا بزند!
١٨- ما هم به زودى مأموران دوزخ را صدا مىزنيم!
١٩- هرگز او را اطاعت مكن، و سجده نما (و به خدا) تقرب جوى!
تفسير:
سجده كن و تقرب جوى!
به دنبال بحثى كه در آيات گذشته پيرامون طغيانگران كافر و مزاحمت آنها نسبت به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و نمازگزاران آمده بود، در اين آيات آنها را زير رگبار شديدترين تهديدها گرفته، مىفرمايد:
«چنان نيست كه او مىپندارد» (گمان مىكند مىتواند پا بر گردن پيغمبر به هنگام سجده بگذارد و او را از اين برنامه الهى باز دارد) «كَلَّا».