تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٦
مىشود».
بعضى معتقدند: منظور از «انسان» در آيه مورد بحث، خصوص «ابو جهل» است، كه از آغاز دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله به مخالفت برخاست، ولى مسلماً «انسان» در اينجا مفهوم كلى دارد، و امثال «ابو جهل» مصداقهائى از آن مىباشند.
به هر حال، چنين به نظر مىرسد: هدف آيه اين است: پيغمبر صلى الله عليه و آله انتظار نداشته باشد مردم به زودى دعوتش را پذيرا شوند، بلكه بايد خود را براى انكار و مخالفت مستكبرانِ طغيانگر، آماده سازد، و بداند راهى پر فراز و نشيب در پيش روى او است.
***
پس از آن، اين طاغيان مستكبر را مورد تهديد قرار داده، مىفرمايد: «مسلماً بازگشت همه به سوى پروردگار تو است» «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى».
و او است كه طغيانگران را به كيفر اعمالشان مىرساند.
اصولًا، همان گونه كه بازگشت همه چيز به سوى او است، و همه مىميرند و ميراث آسمان و زمين براى ذات پاك او مىماند: «وَ لِلَّهِ مِيْراثُ السَّمواتِ وَ الأَرْضِ» «١»
در آغاز نيز، همه چيز از ناحيه او بوده، و جاى اين نيست كه انسان خود را بى نياز بشمرد و مغرور گردد، و طغيان كند.
***
سپس، به قسمتى از كارهاى طغيانگران مغرور، ممانعت آنها از سلوك راه حق و پيمودن طريق هدايت و تقوا، پرداخته، مىافزايد: «به من خبر ده آيا كسى كه نهى مىكند» ... «أَ رَأَيْتَ الَّذي يَنْهى».
***