تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠
است كه بر قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده است و با تابش نخستين اشعه وحى، فصل تازهاى در تاريخ بشريت آغاز شد، و نوع بشر مشمول يكى از بزرگترين الطاف الهى گشت، كاملترين آئينهاى الهى كه نقطه پايان و ختم اديان بود، نازل گرديد، و پس از نزول تمام احكام و تعليمات اسلامى به مصداق: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ ديناً: «دين الهى تكميل و نعمتش به حدّ تمام و كمال رسيد و اسلام دين مرضى الهى گشت و دين كامل گرديد». «١»
موضوع بسيار جالب اينجا است: در عين اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله «امّى» و درس نخوانده بود، و محيط «حجاز» را يكپارچه جهل و نادانى فرا گرفته بود، در نخستين آيات وحى تكيه بر مسأله «علم» و «قلم» است، كه بلافاصله بعد از نعمت بزرگ خلقت و آفرينش در اين آيات ذكر شده است!
در حقيقت، اين آيات نخست، از تكامل جسم انسان، از يك موجود بىارزش مانند «علقه»، خبر مىدهد، و از سوى ديگر، از تكامل «روح» به وسيله تعليم و تعلّم، مخصوصاً از طريق قلم سخن مىگويد.
آن روز كه اين آيات نازل مىشد، نه تنها در محيط «حجاز» كه محيط جهل بود، كسى ارزشى براى قلم قائل نبود، در دنياى متمدن آن زمان نيز، قلم از اهميت كمى برخوردار بود.
اما امروز مىدانيم: تمام تمدنها، علوم، دانشها و پيشرفتهائى كه در هر زمينه نصيب بشر شده، بر محور قلم دور مىزند، و به راستى «مداد علماء» بر «دماء شهداء» پيشى گرفته؛ چرا كه هم زيربناى خون شهيد، و هم پشتوانه آن، مُركّبهاى قلمهاى دانشمندان است، و اصولًا سرنوشت اجتماعات انسانى در