تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
بعضى نيز «علق» را اشاره به «نطفه نر» (اسپرم) مىدانند، كه شباهت زيادى به «زالو» دارد، اين موجود ذرهبينى، در آب نطفه شناور است، و به سوى «نطفه زن» در «رحم» پيش مىرود، و به آن مىچسبد، و از تركيب آن دو، نطفه كامل انسان به وجود مىآيد.
درست است كه در آن زمان، اين گونه مسائل هنوز شناخته نشده بود، ولى قرآن مجيد از طريق اعجاز علمى، پرده از روى آن برداشته است.
از ميان اين تفسيرهاى چهارگانه، تفسير اول روشنتر به نظر مىرسد، هر چند جمع ميان چهار تفسير نيز بى مانع است.
از آنچه گفتيم روشن شد: «انسان» بر طبق يك تفسير، به معنى حضرت آدم و بر طبق سه تفسير ديگر، به معنى مطلق انسانها است.
***
بار ديگر براى تأكيد مىافزايد: «بخوان كه پروردگارت از هر كريمى كريمتر است، و از هر بزرگوارى بزرگوارتر» «اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الأَكْرَمُ». «١»
بعضى معتقدند: «اقْرَأ» دوم، تأكيدى است بر «اقْرَأ» در آيات قبل، و بعضى گفتهاند: با آن متفاوت است، در جمله اول، منظور قرائت پيامبر صلى الله عليه و آله براى خويش است و در جمله دوم، قرائت براى مردم، ولى تأكيد، مناسبتر به نظر مىرسد، زيرا دليلى بر اين تفاوت در دست نيست.
و به هر حال، تعبير اين آيه در حقيقت، پاسخى است به گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب «جبرئيل» كه گفت: من قرائت كننده نيستم.
يعنى: «از بركت پروردگار فوق العاده كريم و بزرگوار، تو توانائى بر قرائت و تلاوت دارى».