تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦
مىآفريند و طبيعى است كه به «اسفل السافلين» كشيده شود.
***
ولى، در آيه بعد، مىافزايد: «مگر كسانى كه ايمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند كه براى آنها پاداشى است قطع نشدنى» «إِلَّا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ».
«مَمْنُون» از ماده «مَنّ» در اينجا به معنى قطع يا نقص است، بنابراين «غَيْرُ مَمْنُون» اشاره به پاداشى دائمى و خالى از هر گونه نقص است.
و بعضى گفتهاند: منظور خالى از منت بودن است، اما معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
بعضى جمله «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ» را به معنى ضعف، ناتوانى و كم هوشى فوق العاده دوران پيرى تفسير كردهاند، ولى در اين صورت، با استثناء آيه بعد سازگار نيست، بنابراين، با توجه به مجموع آيات قبل و بعد، همان تفسير اول درست به نظر مىرسد.
***
آن گاه، اين انسان ناسپاس و بى اعتنا به دلائل و نشانههاى معاد را مخاطب ساخته، مىگويد: «چه چيز سبب مىشود كه تو بعد از اين همه دلائل، روز جزا را تكذيب كنى»؟! «فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ».
ساختمان وجود تو از يكسو، و ساختمان اين جهان پهناور از سوى ديگر، نشان مىدهد: زندگى چند روزه دنيا، نمىتواند هدف نهائى آفرينش تو و اين عالم بزرگ باشد.
اينها همه مقدمهاى است براى جهانى وسيعتر و كاملتر، و به تعبير قرآن «نشأه اولى» خود خبر از «نشأه اخرى» مىدهد، چرا انسان متذكر نمىشود (وَ