تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣
در حديثى از يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است كه مىگويد: خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم، پسر بچهاى خدمتش آمده، عرض كرد: «كودكى يتيم هستم، خواهرى يتيم دارم، و مادرى بيوه زن. از آنچه خدا به تو اطعام كرده، به ما اطعام كن، تا خداوند از آنچه نزد او است، آن قدر به تو ببخشد كه خشنود شوى»!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چه زيبا گفتى اى پسر! سپس رو به «بلال» كرده، فرمود:
برو از آنچه نزد ما است بياور، «بلال» بيست و يك خرما با خود آورد، پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: هفت دانه براى تو، هفت دانه براى خواهرت، و هفت دانه براى مادرت».
«معاذ بن جبل» برخاست، دستى بر سر آن كودك يتيم كشيده، گفت:
خداوند يتيمى تو را جبران كند، و تو را جانشين صالحى براى پدرت سازد (كودك يتيم از فرزندان مهاجران بود).
پيغمبر صلى الله عليه و آله رو به «معاذ» كرده، فرمود: «انگيزه تو براى اين كار چه بود»؟
عرض كرد: محبت و رحمت بود.
فرمود: «هر كس از شما سرپرستى يتيمى را بر عهده گيرد، حق آن را ادا كند، و دست بر سر يتيم كشد، خداوند به عدد هر موئى، حسنهاى براى او مىنويسد، و به هر موئى، سيئهاى از او محو مىكند، و به هر موئى، درجهاى به او مىبخشد». «١»
البته، در جوامع گستردهاى مانند جوامع امروز، مسلمانان بايد به كارهاى فردى در اين زمينه قناعت نكنند، بلكه بايد نيروهاى خود را متمركز كرده، يتيمان را زير پوشش برنامههاى حساب شده اقتصادى، فرهنگى و آموزشى قرار دهند، و از آنها افرادى لايق براى جامعه اسلامى بسازند، و اين امر مهم، نياز به همكارى عمومى دارد.