تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
اين سنت افراد سخاوتمند و كريم است، كه وقتى نعمتى به آنها روى آورد بازگو مىكنند و شكر خدا را به جا مىآورند، و عملشان نيز تأييد و تأكيدى است بر اين حقيقت، به عكس بخيلان دون همت كه دائماً ناله مىكنند، و اگر دنيا را نيز به آنها بدهى، اصرار در پردهپوشى بر نعمتها دارند، چهره آنها فقيرانه، و سخنانشان آميخته با آه و زارى و عملشان نيز بيانگر فقر است!
اين، در حالى است كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است: انَّ اللَّهَ تَعالى اذا أَنْعَمَ عَلى عَبْدٍ نِعْمَةً يُحِبُّ أَنْ يَرى أَثَرَ النِّعْمَةَ عَلَيْهِ: «خداوند هنگامى كه نعمتى به بندهاى مىبخشد دوست دارد آثار نعمت را بر او ببيند». «١»
بنابراين، حاصل معنى آيه چنين مىشود: به شكرانه اين كه فقير بودى، خدا بى نيازت كرد، تو هم آثار نعمت را آشكار كن، و با گفتار و عمل اين موهبت الهى را بازگو نما.
ولى، بعضى از مفسران گفتهاند: منظور از «نعمت» در اينجا تنها نعمتهاى معنوى، از جمله نبوت، يا قرآن مجيد است، كه پيامبر صلى الله عليه و آله موظف بود آنها را ابلاغ كند و اين است منظور از بازگو كردن نعمت.
اين احتمال نيز وجود دارد كه، تمام نعمتهاى معنوى و مادى را شامل شود.
لذا در حديثى، از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: معنى آيه چنين است: حَدِّثْ بِما أَعْطاكَ اللَّهُ، وَ فَضَّلَكَ، وَ رَزَقَكَ، وَ أَحْسَنَ الَيْكَ وَ هَداكَ: «آنچه را خدا به تو بخشيده و برترى داده و روزى عطا فرموده و نيكى به تو كرده و هدايت نموده، همه را بازگو كن». «٢»
بالاخره، در حديث ديگرى، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان يك دستور كلى مىخوانيم: مَنْ أُعْطِىَ خَيْراً فَلَمْ يُرَ عَلَيْهِ، سُمِّىَ بَغِيْضُ اللَّهِ، مُعادِياً لِنِعَمِ اللَّهِ!: