تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥
«آيا تو را يتيم، يعنى فردى بى نظير در ميان مخلوقات خود نيافت و سپس مردم را در پناه تو قرار داد؟ و تو را گمشده و ناشناخته در ميان قومى يافت كه مقام فضل تو را نمىدانستند و آنها را به سوى تو هدايت كرد، تو را سرپرست اقوامى در علم و دانش قرار داد و آنها را به وسيله تو بى نياز ساخت». «١»
البته، اين حديث ناظر به بطون آيه است، و گرنه ظاهر آيات همان است كه در بالا گفته شد.
مبادا تصور شود، بيان اين امور كه در ظاهر آيه است، از مقام شامخ پيامبر صلى الله عليه و آله مىكاهد، و يا توصيفى منفى از سوى پروردگار درباره او است، بلكه، اين در حقيقت بيان الطاف الهى و اكرام و احترام او نسبت به اين پيغمبر بزرگ است، هنگامى كه محبوب، سخن از الطافش نسبت به عاشق دلباخته مىگويد، خود عين لطف و محبت است و دليل بر عنايت خاص او است، و به همين دليل، با شنيدن اين الفاظ از سوى محبوب، روح او تازه مىشود، و جان او صفا مىيابد، و قلبش غرق آرامش و سكينه مىشود.
***
سپس در آيات بعد، به عنوان نتيجهگيرى از آيات قبل، سه دستور پر اهميت به پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله مىدهد، كه هر چند مخاطب در آن شخص رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است، ولى مسلماً همگان را شامل مىشود، نخست، مىفرمايد: «حال كه چنين است يتيم را تحقير مكن» «فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ».
«تَقْهَرْ» از ماده «قهر» به گفته «راغب» در «مفردات» به معنى «غلبه توأم با تحقير» است، ولى در هر يك از اين دو معنى نيز جداگانه استعمال مىشود، و مناسب در اينجا همان «تحقير» است.