تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢
بعد از آن به ذكر موهبت دوم پرداخته، مىفرمايد: «و تو را گمشده يافت و هدايت كرد» «وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى».
آرى، تو هرگز از نبوت و رسالت آگاه نبودى، و ما اين نور را در قلب تو افكنديم، كه به وسيله آن انسانها را هدايت كنى، چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد: ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لَا الإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا:
«تو نه كتاب را مىدانستى و نه ايمان را (از محتواى قرآن و اسلام قبل از نزول وحى آگاه نبودى) ولى ما آن را نورى قرار داديم كه به وسيله آن هر كس از بندگانمان را بخواهيم هدايت مىكنيم». «١»
روشن است پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از رسيدن به مقام نبوت و رسالت، فاقد اين فيض الهى بود، خداوند دست او را گرفت و هدايت فرمود، و به اين مقام نشاند، چنان كه در آيه ٣ سوره «يوسف» مىخوانيم: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلينَ:
«ما بهترين داستانها را براى تو از طريق وحى اين قرآن بازگو مىكنيم، هر چند پيش از آن از غافلان بودى».
مسلماً، اگر هدايت الهى و امدادهاى غيبى دست پيامبر صلى الله عليه و آله را نمىگرفت، او هرگز به سر منزل مقصود راه نمىيافت.
بنابراين، منظور از «ضلالت» در اينجا نفى ايمان، توحيد، پاكى و تقوا نيست، بلكه، به قرينه آياتى كه در بالا به آن اشاره شد، نفى آگاهى از اسرار نبوت، و قوانين اسلام، و عدم آشنائى با اين حقايق بود، همان گونه كه بسيارى از مفسران گفتهاند:، ولى بعد از بعثت، به كمك پروردگار بر همه اين امور واقف شد