پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦ - نكته ماجراى غمانگيز حكمين!
قرار گرفت «عمرو عاص» مكّار، تدبيرى انديشيد و به شاميان توصيه كرد قرآنها را بر سر نيزهها بلند كنند و بگويند: «ما تسليم حكم قرآن هستيم هر چه درباره شما و ما بگويد عمل خواهيم كرد».
امام عليه السّلام فرياد: آنها هرگز تسليم حكم قرآن نيستند اين فقط مكر و نيرنگ و فريبى است كه مىخواهند با آن، جلو شكست حتمى خود را بگيرند، ولى گروهى از سادهلوحان به اتفاق جمعى از منافقان كه در لشكر امام عليه السّلام بودند اين سخن را نپذيرفتند و اصرار در توقف جنگ داشتند و حتى امام عليه السّلام را تهديد به قتل كردند. امام عليه السّلام براى جلوگيرى از اختلاف و پراكندگى به حكم اجبار دستور توقف جنگ را صادر فرمود، سپس گفتند بايد دو نفر نماينده از دو لشكر براى پيدا كردن حكم قرآن انتخاب شود.
در اين جا اشتباه دوّمى از سوى سادهلوحان و با كمك منافقان انجام گرفت كه «ابو موسى اشعرى» سادهلوح خام و بىخبر را به عنوان نمايندگى لشكر بر امام عليه السّلام تحميل كردند كه سرانجام تلخ آن را همه مىدانيم.
و عجب اين كه: به دنبال اين حادثه گروهى از همانها در مقابل امام عليه السّلام سر برداشتند و علم مخالفت برداشتند كه چرا امام عليه السّلام تسليم حكميّت شده در حالى كه قرآن مىگويد: «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» [١]؛ حاكم و حكم تنها خداست» و نتيجه اين كار به وجود آمدن جنگ ديگرى به نام «جنگ نهروان» بود كه با سخنان امام عليه السّلام گروهى بيدار شدند و توبه كردند و جمعيّت اندكى باقى ماندند كه به سرعت تار و مار شدند.
برنامه امام عليه السّلام در اين مسأله واضح بود زيرا:
[١] يوسف، آيه ٦٧.