پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - نكته گوشهاى از شخصيت معاويه!
كند. «معاويه» در جواب به او گفت: «لان تكوني ابنة عمّ أمير المؤمنين خير من أن تكوني امرأة من عرض النّاس؛ تو دختر عموى امير المؤمنين باشى، بهتر از آن است كه يكى از زنان عادى به شمار روى».
منظورش اين است كه خونخواهى عثمان تمام شد هدف اين بود كه به حكومت نائل شوم كه تأمين شد. پافشارى بر خونخواهى ممكن است وضع مرا متزلزل سازد، تو هم قانع باش كه به منزله دختر عموى من هستى، دختر عموى حاكم مسلمين! البتّه «معاويه» را از ياران نزديكش نيز مىتوان شناخت، «عقاد» دانشمند معروف اهل سنت مىنويسد:
«روزى «عمرو عاص» به «معاويه» گفت: اترى انّنا خالفنا عليّا لفضلنا؛ تو گمان مىكنى ما با على عليه السّلام بدين جهت مخالفت كرديم كه از او برتريم؟»، «لا و اللّه إن هي إلّا الدّنيا نتكالب عليها»؛ به خدا سوگند! چنين نيست هدف ما اين است كه به مقامات دنيا دست يابيم» و سخن از دين و اسلام و قرآن دستاويزى بيش نيست.
«ابن اثير» مىنويسد: «سعد وقاص» به «معاويه» گفت: «السّلام عليك أيّها الملك؛ سلام بر تو اى پادشاه!» «معاويه» گفت: چرا يا امير المؤمنين نگفتى؟ «سعد وقاص» پاسخ داد: «و اللّه إنّي ما أحبّ إن ولّيتها بما ولّيتها؛ به خدا سوگند من دوست ندارم خلافت را آن گونه كه تو (از طريق مكر و حيله) به دست آوردهاى در اختيار بگيرم» [١].
[١] «في ظلال نهج البلاغه» مرحوم «مغنيه» ذيل خطبه مورد بحث جلد ٢، صفحه ٢٢٢ به بعد.