دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
با اين الفاظ، توانمند بوده باشند، آنان از كجا اين مفاهيم را در اختيار داشتند تا لفظها از آنها تعبير كنند؟ مردمِ دوره جاهليّت و حتّى صحابيان معاصر پيامبر خدا، از كجا اين معانى دشوار آسمانى را مىشناختند تا براى تعبير از آنها الفاظى تدارك ببينند؟ در دوره جاهليت، فصاحت عرب، در وصف شتر، اسب، گور خر، گاو وحشى و يا توصيف كوهها و بيابانها و امثال آنها نمود پيدا مىكرد.
و امّا از صحابيان، آنانى كه به دارا بودن فصاحت، ياد شدهاند، نهايت فصاحتِ آنان در چندين كلمه است كه از دو يا سه سطر، تجاوز نمىكند كه آن هم يا در نصيحت و پند بود (كه شامل يادكردِ مرگ و يا بد شمردن دنيا مىشود) و يا چيزهايى بود كه مربوط به جنگ مىشد (از قبيل: تشويق و يا تحذير)؛ امّا سخن درباره فرشتگان و صفات و صورت آنها، عبادت و تسبيح گفتنشان، شناختشان درباره آفرينندهو محبّت و شيفتگىشان بهاو و مطالبىاز اين قبيل، كه اين خطبه با همين حَجمش در بر دارد؛ از چيزهايى است كه به اين تفصيل، در بين عربها شناخته شده نبود.
آرى، ممكن است جملهاى بدون اين تقسيمبندى و يا با اين ترتيب، از آنچه در يادكردِ فرشتگان از قرآن كريم شنيده بودند، مىدانستند و اگر چه كسانى چون عبداللّه بن سلّام و اميّة بن ابى صَلْت و ديگران، چيزهايى از اين دانش در نزدشان بود؛ امّا اين قبيل عبارتها را نداشتند و بر فصيحگويى، توانمند نبودند.
بنا بر اين، مشخّص مىشود كه بيان اين امور دقيق، در قالب اين قبيلْ عبارتهاى فصيح، جز براى على ٧ حاصل نشد و سوگند ياد مىكنم كه اگر خردمندى در اين كلام (خطبه اشباح) بينديشد، مو بر تنش راست مىشود و قلبش به لرزه مىافتد و عظمت خداى بزرگ را با تمام زيبايى و جاودانگىاش، احساس مىكند، به سوى او حركت خواهد كرد و به وجد خواهد آمد و از روى شوق، قالبْ تهى خواهد كرد و از مستى و وَجْد، روح از كالبدش جدا خواهد گشت!
ابن ابى الحديد در ذيل خطبه ١٠٩ نيز گفته است: اين، جايگاه آن مَثَل است كه