دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٩ - ٤/ ٤ خطبه شيوا
سببى است كه از آن، تجاوز نمىكند. آرام باش! ديگر مثل اين گفته را تكرار نكن؛[١] چرا كه آن را شيطان بر زبانت دميده است».
٤/ ٤ خطبه شيوا
٥٥٦٧. امام على ٧ در خطبهاى كه از سخنرانىهاى شگفت اوست و «غَرّاء» ناميده شده: سپاسْ خدايى را كه با قدرتش والاست و با احسانش نزديك است؛ دهنده هر دستْمايه و فضل، و كنار زننده هر مصيبت و سختى است. او را بر بخششهاى مهربانانهاش و فراگير بودنِ نعمتهايش سپاس مىگويم و به او ايمان مىآورم كه اوّل و آشكار است، و از او هدايت مىطلبم كه نزديك و هدايتكننده است، و از او يارى مىجويم كه قاهر و توانمند است، و بر او توكّل مىكنم كه كفايتكننده و ياور است. گواهى مىدهم كه محمّد ٦، بنده و فرستاده اوست كه براى اجراى فرمان و بستن راه عذر و بيمدهى از جانب او، فرستاده شده است.
شما را اى بندگان خدا! به پرواى خداوند كه مَثَلها برايتان زده و اجلهاى شما را زمان بندى كرده، سفارش مىكنم؛ آن كه بر شما آرايه لباس پوشانده، روزىِ بسيار به شما داده و حصار علمش شمار جان و كردار شما را در بر گرفته، و پاداش برايتان آماده كرده، و با نعمتهاى فراوان و بخششهاى شايانْ شما را بر گزيده است. با برهانهاى رسا بيمتان داده است، شما را شمارش نموده و برايتان در جايگاه آزمايش و خانه عبرت، مهلت معيّنى قرار داده است كه در آن، آزمايش مىشويد و بر آن، محاسبه مىگرديد.
[١] ابن ابى الحديد گفته است: اميرمؤمنان، از آن رو گوينده آن سخن را نهى كرد كه در جاى نامناسب اعتراض كرد؛ چون لازمه مرگ فرد عادى به هنگام پنددهى عارف، آن نيست كه خود عارف هم از پنددهى بميرد؛ زيرا تأثيرپذيرى شخص عادىِ داراى استعداد و آمادگى براى مرگ، به هنگام شنيدن پندِ رسا، بيشتر از تأثيرپذيرى عارف از شنيدن پند خويش و يا انديشيدن در كلام خود است؛ چون جان عارف، قوىتر است. با كلنگى كه خاك را بِدان شُخم مىزنند، نمىتوان سنگ را شكافت( شرح نهج البلاغة: ج ١٠ ص ١٦١).