دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥ - ٢/ ٣ ٢ مفهوم ديدن خدا با دل
گفت: آيا كسى چون تو، درخواست كنندهاى را نا اميد مىكند؟
فرمود: «حقيقت، فهم جلالتهاى خداوند متعال بدون اشاره است».
گفت: اى امير مؤمنان! برايم بيشتر توضيح بده.
فرمود: «نفى كردن موجود وَهْمى، همراه با [باور به] درستىِ موجودِ شناختهشده است».
گفت: برايم بيشتر توضيح بده.
فرمود: «دريده شدن پرده، به خاطر تفوّق راز است».
گفت: برايم بيشتر توضيح بده.
فرمود: «جذب يكتايى براى صفت يگانگى است».
گفت: برايم بيشتر توضيح بده.
فرمود: «نورى است كه از بامداد ازل مىدرخشد و آثار آن، بر هيكلهاى توحيد، هويدا مىگردد».
گفت: برايم بيشتر توضيح بده.
فرمود: «شعله را خاموش كن كه چراغ، خود، نورافشان شد!».[١]
٢/ ٢-٣ مفهوم ديدن خدا با دل
٥٠٢١. امام صادق ٧: هنگامى كه امير مؤمنان در كوفه بر فراز منبر، سخنرانى مىكرد، مردى به نام ذعلب كه در سخنرانى، زبانى گويا و رسا داشت و بسيار دلير بود برخاست و گفت: اى امير مؤمنان! آيا پروردگارت را ديدهاى؟
فرمود: «واى بر تو، اى ذعلب! من پروردگارى را كه نبينم، نمىپرستم».
گفت: اى امير مؤمنان! چگونه او را ديدى؟
فرمود: «اى ذعلب! ديدهها با نگريستن، او را نديدهاند؛ امّا دلها به حقيقت ايمان، او را ديدهاند».
[١] كنايه از اين كه بيش از اين، توضيح ممكن نيست.( م)