دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣ - ١/ ٢ انواع مردم
عذابها، در حالى كه مردم در فتنهاى به سر مىبردند كه در آن، رشته دين بُريده بود، و اركان يقين، از هم پاشيده بود.
در اصول، اختلاف شده و كارها از هم گسيخته بود. راه گريزْ تنگ، و راه خروجْ كور بود. هدايتْ بىرونق و كورىْ فراگير بود. پروردگار، نافرمانى مىگشت، و شيطانْ يارى مىشد، و ايمانْ بىياور بود، و پايههاى آن ساقط و نشانههاى آن ناشناخته گشته بود، و راههايش متروك و جادههاى آن، نابود شده بود.
شيطان را پيروى مىكردند، و راه او را مىرفتند، و به آبشخور او گام مىنهادند، و در فتنهاى كه در زير گامهايش نابود مىشدند و در پايش لگدكوب مىگشتند و بر روى پاهايش مىايستاد، پرچمهاى شيطان به وسيله آنان حمل مىشد و درفش او به وسيله آنان بر پا نگه داشته مىشد و آنان، در آن فتنه، در بهترين خانه و در كنار بدترين همسايه سرگردان، حيران، نادان و فريبخورده بودند، خوابشانْ پريشانى و سرمهشانْ اشك بود، در سرزمينى كه دانشورش به بند، و نادانش محترم بود.
١/ ٢
انواع مردم
٥٣٣٧. امام على ٧ در سخنرانىاش كه در آن، روزگارش را به «بيداد» توصيف كرده و مردم را در آن به سه گروه تقسيم مىكند و به زهد در دنيا سفارش مىكند: اى مردم! ما در روزگارى واژگونه، و زمانهاى ناسپاس، به سر مىبريم؛ روزگارى كه نيكوكار، در آن، بدكار به شمار مىآيد، و ستمكار، بر طغيانگرى مىافزايد. از آنچه مىدانيم، بهره نمىبريم، و از آنچه نمىدانيم، نمىپرسيم، و از حادثهاى نمىهراسيم تا آن كه بر ما فرود مىآيد.
مردم، چهار گروه شدهاند:
گروهى از آنان، كسانى هستند كه چيزى جز خوارىِ نفس، كندىِ سلاح و كمىِ دارايى، آنها را از فساد، باز نمىدارد.
گروه ديگر، آنانى هستند كه شمشير از نيام بركشيدهاند و شرارت خود را آشكار ساختهاند و نيروى سواره و پياده خود را گرد آوردهاند، خود را آماده ساخته و دينشان را براى مالى كه فرصتطلبانه آن را به دست آوردند و يا سوارانى كه فرماندهى كنند و يا منبرى كه بر آن نشينند، نابود كردهاند، و چه بد داد و ستدى است كه دنيا را براى جان خويش، قيمت بشمارى و آن را جاى گزين آنچه براى تو در نزد خدا هست، بپندارى.
گروهى ديگر، آنانى هستند كه با كار آخرت، دنيا را مىجويند، و با كار دنيا، در