دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٥ - ٣/ ٢ دخترى كه دوشيزگىاش با انگشت، زايل شده بود
آن دو قاضى به درِ خانه دوستشان مىآمدند و به زنِ وى اظهار عشق مىكردند واز وى تمنّاى كامجويى مىنمودند؛ ولى زن نمىپذيرفت. به وى گفتند: به خداسوگند، اگر تمكين نكنى، پيش شاه عليه تو به زنا گواهى خواهيم داد و آن گاه، تو را سنگسار خواهيم كرد.
زن گفت: هر كارى كه دوست داريد، بكنيد.
آن دو پيش شاه آمدند و به او خبر دادند و نزد او به زناى آن زن، گواهى دادند. شاه از اين جريان، بسيار غمگين شد و به خاطر آن زن، غمش افزون گشت؛ چرا كه به آن زن، علاقهمند بود.
[شاه] به آن دو گفت: سخن شما مورد قبول است؛ امّا وى را پس از سه روز، سنگسار كنيد.
در شهر، جار زدند كه:" براى تماشاى قتل فلان زن پارسا كه مرتكب زنا شدهاست و دو قاضى، عليه او گواهى دادهاند، حاضر شويد".
مردم در اين باره سخن بسيار مىگفتند. پادشاه به وزير خود گفت: در اين مورد، راه چارهاى ندارى؟
وزير گفت: چيزى به نظرم نمىرسد.
روز سوم كه آخرين روز [مهلت] آن زن بود، وزير از خانه بيرون آمد وناگهان، چشمش به چند كودك برهنه افتاد كه بازى مىكردند و دانيال هم در بينآنان بود كه وزير، وى را نمىشناخت. دانيال گفت: بچّهها! بياييد تا من، پادشاهباشم و تو اى فلان! آن زن پارسا باش و فلانى و فلانى، آن دو قاضى باشند كهعليه آن زن، گواهى دادهاند.
آن گاه [دانيال]، مقدارى خاك جمع كرد و شمشيرى چوبى روى آن گذاشت و بهبچّهها گفت: دست اين را بگيريد و به فلان جا ببريد و دست آن ديگرى را همبگيريد و به فلان جا ببريد. آن گاه، يكى از آن دو را صدا كرد و گفت: حقيقت را بگو، و گرنه تو را خواهمكشت.
وزير، ايستاده بود و نگاه مىكرد و گوش مىداد. [پسرى كه نقش يكى از دوقاضى را داشت] گفت: گواهى مىدهم كه اين زن، زنا كرده است.
[دانيال] پرسيد: كِى؟
گفت: فلان روز. گفت: اين را به جاى قبلىاش برگردانيد و ديگرى را بياوريد.
او را به جاى خود برگرداندند و ديگرى را آوردند.
[دانيال] به او گفت: به چه چيزى گواهى مىدهى؟
پاسخ داد: به اين كه اين زن، زنا كرده است.
گفت: كِى؟
پاسخ داد: فلان روز.
پرسيد: با چه كسى؟
گفت: با فلانى پسر فلانى.
پرسيد در كجا؟
گفت: در فلان جا. [در اين جا] گواهى هر كدام، متفاوت با ديگرى از كاردرآمد.
دانيال گفت: اللّهاكبر! بهدروغ، گواهى دادهاند. آى فلانى! بين مردم، جار بزن كه: اين دو [قاضى]، به دروغْ عليه فلان زن گواهى دادهاند. پس براى كُشتن آنهاحاضر شويد.