دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٥ - ٤/ ١٥ گذشت از دزد به خاطر خواندن سوره بقره
٤/ ١٣ ملحق كردن بچّه به پدرى كه عزل مىكرد
٥٧٢١. شرح الأخبار به نقل از جابر بن عبد اللّه بن يحيى: مردى پيش على بن ابى طالب ٧ آمد و گفت: اى امير مؤمنان! من، آب مردىِ خود را از زنم عَزْل مىكردم (باز مىداشتم)؛ ولى وى كودكى به دنيا آورْد.
على ٧ فرمود: «خود و خدا، آيا شده كه گاهى با وى نزديكى كرده و پيش از آن كه ادرار كنى، دوباره با وى نزديكى نموده باشى؟».
گفت: آرى.
على ٧ فرمود: «بچّه از آنِ توست».
٤/ ١٤
سنگسار نكردنِ زناكار، به خاطر دسترسى نداشتن به همسر
٥٧٢٢. امام باقر ٧: امير مؤمنان، درباره مردى كه زنش در بصره بود و خود در كوفه زنا كرده بود، حكم كرد كه سنگسار نشود و تنها، حدّ زنا كار [غير مُحصِن] (تازيانه) بر وى زده شود.
٥٧٢٣. امام باقر ٧: على ٧ درباره مردى داورى كرد كه در زندان بود و زن آزادى در خانهاش در شهر داشت، كه به وى دسترس نداشت و در زندان، زنا كرده بود. او فرمود: «بر او تازيانه است و سنگسار از او برداشته است».
٤/ ١٥
گذشت از دزد به خاطر خواندن سوره بقره
٥٧٢٤. يكى از معصومان :: مردى پيش امير مؤمنان آمد و اقرار به دزدى كرد. امير مؤمنانفرمود: «آيا چيزى از كتاب خدا را مىتوانى بخوانى؟».
گفت: آرى؛ سوره بقره را بلدم.
فرمود: «دستت را به سوره بقره بخشيدم».
اشعث گفت: آيا حدّى از حدود الهىرا تعطيل مىكنى؟
[على ٧] فرمود: «تو از حدود، چه مىدانى؟ هر گاه بيّنه اقامه شود، امام نمىتواند