دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٧ - ٤/ ٧ مردى كه يك چشمش ضربه ديده بود
٤/ ٥
مردى كه مدّعى بود بندهاش بدون اجازه او ازدواج كرده است
٥٧١٣. امام كاظم ٧ به نقل از پدرانش، درباره امام على ٧: مردى بندهاش را نزد على ٧ آورد و گفت: بندهام بدون اجازه من ازدواج كرده است.
على ٧ به صاحب بنده فرمود: «بين آن دو، جدايى بينداز».
صاحب بنده بهبندهاش گفت: اىدشمن خدا! طلاق بده.
على ٧ [به صاحب برده] فرمود: چه طور به او گفتى؟
وى گفت: به او گفتم: طلاق بده.
على ٧ به بنده فرمود: «اكنون، اگر خواستى، [همسرت را] طلاق بده و اگر خواستى، نگه دار».
صاحب بنده گفت: اى امير مؤمنان! كارى را كه اختيارش در دست من بود، در دست ديگرى قرار دادى؟!
على ٧ فرمود: «به خاطر آن كه وقتى گفتى:" طلاق بده"، ازدواج او را پذيرفتى».
٤/ ٦
مرد يك چشمى كه چشم سالمش ضربه ديده بود
٥٧١٤. امام باقر ٧: على ٧، درباره مرد يكچشمى كه چشم سالمش ضربه ديده و كور گشتهبود، چنين داورى كرد كه: «اگر بخواهد، مىتواند يك چشم طرف مقابلش راكور كند و نصف ديه را از او بگيرد و اگر بخواهد، مىتواند ديه كامل بگيرد و ازكوركردن چشم طرف مقابلش در گذرد».
٤/ ٧ مردى كه يك چشمش ضربه ديده بود
٥٧١٥. الكافى به نقل از حسن بن كثير، از پدرش: چشم مردى ضربه ديد؛ ولى ظاهرا سالمبود. امير مؤمنان، دستور داد چشم سالم او را بستند. آن گاه، مردى تخممرغ بهدست را در برابر وى قرار داد كه مىگفت: آيا تخممرغ را مىبينى؟ و هر گاه [كهمرد] مىگفت: «آرى»، شخصِ تخممرغ به