دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥١ - ٤/ ١٠ مردى كه به ديگرى گفته بود بر مادرت محتلم شدهام
[برادران] گفتند: اى على! تو پروردگار مايى! تو پروردگار متعال مايى! تو حقيقتا علم غيب دارى!
على ٧ آنان را توبيخ كرد و فرمود: «پيامبر خدا از طرف خداوند به من خبر دادهبود كه اين حادثه، در اين روز و در اين ماه و در اين ساعت، اتّفاق خواهدافتاد».
٤/ ٩
شش نفرى كه يكى از آنان غرق شد
٥٧١٧. امام صادق ٧: شش نوجوان را كه در فرات بودند و يكى از آنان غرق شده بود، براى داورى پيش على ٧ بردند. سه نفرشان گواهى دادند كه دو نفر ديگر، او را غرق كردهاند و آن دو نفر هم گواهى دادند كه آن سه نفر، او را غرق كردهاند.
على ٧ به پرداخت ديه، برپايه پنج سهم، حكم كرد: سهْ پنجم بر عهده دو نفر و دوْ پنجم بر عهده سه نفر ديگر.
٤/ ١٠
مردى كه به ديگرى گفته بود: بر مادرت محتلم شدهام
٥٧١٨. امام صادق ٧: در روزگار على ٧، مردى مردى ديگر را ديد و گفت: من [در خواب] بر مادرت مُحتَلم شدهام. حكايت را براى داورى به نزد امير مؤمنان آوردند. مردگفت: اين مرد بر من افترا بسته است.
على ٧ پرسيد: «به تو، چه گفته است؟».
پاسخ داد: وى مىپندارد كه بر مادرم محتلم شدهاست.
امير مؤمنان فرمود: «بر پايه داد، اگر بخواهى، وى را در آفتابْ نگه مىدارم و سايهاش را شلّاق مىزنم؛ زيرا خواب، چون سايه است؛ امّا چنانچه در آينده، تو را آزار دهد، وى را [تازيانه] خواهيم زد تا بار ديگر به آزار مسلمانان نپردازد».