دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
شگفتا از كار خدا در برخوردارىِ اين مرد از اين همه امتيازهاى ارزشمند و ويژگىهاى شريف! اين كه كسى فرزندى از فرزندان عرب مكّه باشد و بين اهل مكّه بزرگ شده باشد و با حكيمانْ رفت و آمد نداشته باشد، ولى از افلاطون و ارسطو به حكمت و نكتههاى علوم الهى آشناتر باشد! و با فيلسوفان اخلاق و روانشناسى ارتباط نداشته باشد (چون در بين قريش، هيچ كس مشهور به اين عناوين نبود)، ولى با اين حوزه، آشناتر از سقراط باشد! و در بين دليرانْ تربيت نشود (چون مردم مكّه اهل تجارت بودند و جنگجو نبودند)، ولى او از هر كس كه در روى زمينْ گام برمىدارد، دليرتر باشد!
به خلف احمر گفته شد: كدام يك از اين سه نفر شجاعترند: عَنْبسه، بِسطام يا على بن ابى طالب ٧؟
در پاسخ گفت: «عنبسه و بسطام، با آدميان و مردم مقايسه مىشوند، نه با كسى كه از اين طبقه (آدميان) برتر است».
به وى گفته شد كه در هر صورت، كدام يكْ شجاعترند؟
پاسخ داد: «على ٧ پيش از آن كه به آن دو حمله كند، اگر بر سرشان فرياد مىكشيد، آن دو مىمُردند».
على ٧ از سُحْبان و قُسّ، فصيحتر بود، حالْ آن كه قريش، فصيحترينِ اعراب نبودند و غير قريش، از آنها فصيحتر بودند. مىگفتند كه فصيحترين عرب، قبيله جُرْهُم است، گرچه جُرْهُميان از شرافت بهرهاى نداشتند.
در دنيا، زاهدترين و عفيفترينِ مردم بود، با آن كه قريشيان، مردمى حريص و دلبسته به دنيا بودند و البته از آن كه محمّد ٦ تربيتش كند و بزرگكنندهاش باشد و عنايت خداوندى يارىاش دهد و پشت سرش باشد، شگفت نيست كه چنين باشد.
استادم ابو عثمان، از ثُمامه نقل كرد كه: «از جعفر بن يحيى كه بليغترين و