دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٩ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
٥٥٩٥. المناقب، ابن شهر آشوب به نقل از جاحظ در كتاب الغرّة: [على ٧] به معاويه نوشت: «قدرتت فريبت داده و اكنون، كوتاه بودن آن، موجب ذلّتت شده است. از كارهاى زشتت بيمناك باش كه شايد با اين كار، هدايت شوى». همچنين فرموده است: «هر كس ايمان آورْد، ايمن شد».[١]
٥٥٩٦. المناقب، ابن شهر آشوب در توصيف على ٧: او سخنورترينِ آنان بود. آيا به خطبههايى چون: توحيد، شِقْشِقيه، هدايت، مَلاحِم، لؤلؤه، غَرّاء، قاصِعَه، افتخار، اشباح، دُرّه، اقاليم، وسيله، طالوتيّه، قصبيّه، نخيله، سَلمانيه، ناطقه، دامغه و فاضِحه نمىنگرى؟! و يا به سراسرِ نهج البلاغةى شريف رضى و كتاب خطب أمير المؤمنين اسماعيل بن مهران سَكونى (به روايت از زيد بن وَهْب)؟!
٥٥٩٧. مطالب السؤول در شمارش انواع دانشهايى كه پيامبر خدا به وى آموخت: ... چهارم: دانش بلاغت و فصاحت است كه در آنها پيشوايى بود كه كسى به گَردش نمىرسيد، و پيشتازى بود كه كسى جاى پايش را نمىيافت و هر كس در سخنان مكتوب او كه به نام نهج البلاغة نام گذارى شده درنگ كند، اخبار فصاحت او را به چشم خواهد ديد و گمانش درباره بلندى مقام او، به يقينْ تبديل خواهد گشت.
٥٥٩٨. تذكرة الخواصّ: على ٧ با سخنانى پيچيده در عصمتْ سخن مىرانْد و به مقياس حكمتْ سخن مىگفت؛ سخنى كه خداوند، هيبت را در آن افكنده است.
[١] با صرف نظر از معنا، اگر به دو نكته ديگر هم توجّه كنيم، زيبايى اين دو كلام را بيشتر در مىيابيم: اوّل، زيبايى آنها در نگارش( رسم الخط) است، و دوم، اين كه اصل عربى كلام حضرت، بدون نقطه است؛ زيرا نقطهگذارى بعدها پيدا شد.