دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩١ - ١/ ٤ پذيرفته شدن نفرين وى درباره طلحه و زبير
١/ ٣
پذيرفته شدن دعاى وى براى پايين رفتن آب فرات
٥٧٣٥. امام باقر ٧: كوفيان از بالا آمدن آب فرات، پيش على ٧ شكايت بردند. او به همراهحسن و حسين ٨ سوار شد و در كنار فرات ايستاد. آب فرات از دو سو بالاآمده بود. آن گاه با عصاى پيامبر خدا، ضربهاى [به آب] زد. در نتيجه، آب، يكذرع، پايين نشست. بار ديگر ضربهاى زد و [اين بار] دو ذرع، پايين نشست.
گفتند: اى امير مؤمنان! اگر يك ضربه ديگر مىزدى [، بهتر بود].
فرمود: «من از خدا درخواستى كردم و او اين قدر كه ديديد، به من داد و دوستندارم بندهاى سِمِج باشم».
٥٧٣٦. امام صادق ٧: در زمان على ٧، آب فرات شما بالا آمد. مردم، رو به وى كردند وگفتند: اى امير مؤمنان! ما از غرق شدن مىترسيم؛ چون فرات، آن قدر بالا آمده كهچنين حالتى را نديده بوديم و دو طرفش پُر شده است. تو را به خدا، تو را به خدا [، كارى كن]!
امير مؤمنان، سوار شد و مردم در سمت راست و چپ او بودند ... تا به فراترسيد و فرات، موج مىزد. ايستاد و مردم، نگاهش مىكردند. به زبان عبرى، سخنى گفت و با تازيانهاى كه با خود داشت، به آن ضربهاى زد و آن را نهيبداد و فرات، يك ذرعْ پايين نشست ....
١/ ٤ پذيرفته شدن نفرين وى درباره طلحه و زبير
٥٧٣٧. الفتوح در يادكرد على ٧، پس از آن كه چند بار براى اصحاب جمل پيك فرستاد تا از جنگ، دست بردارند و آنان پاسخ مثبت ندادند: آن گاه على ٧ مردم را گرد آورد