دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧ - ٤/ ٧ بىرغبتى به دنيا
پس در دنيا به آنچه با آن خويش را در فردا در امان مىداريد، توشه برگيريد، و هر بندهاى [بايد] از خدا پروا كند، خويش را پند دهد، و توبهاش را پيش اندازد و بر شهوتش غلبه كند؛ چرا كه مرگش از او پوشيده است و آرزويش به او نيرنگ مىزند و شيطان، بر او گماشته شده، گناه را برايش آرايش مىدهد تا آن را مرتكب شود و به توبه اميدوارش مىكند تا امروز و فردا كند و آن گاه كه مرگ بر او يورش آورَد، مغفولترين چيزى است كه [بنده] از آن غفلت كرده است.
اندوه و حسرت بر هر غافلى كه عمرش بر او حجّت باشد و روزگارش او را به بدبختى بكشانَد!
از خداى سبحان مىخواهيم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه نعمتى آنها را به سركشى وا نمىدارد، و هيچ هدفى آنها را از اطاعت پروردگارشان باز نمىدارد و پس از مرگ پشيمانى و اندوهى به آنها نمىرسد.
٤/ ٧
بىرغبتى به دنيا
٥٥٧٠. امام على ٧: اى بندگان خدا! شما را به پرواى الهى سفارش مىكنم كه توشه و پناه است؛ توشهاى است كه به مقصد مىرسانَد، و پناهى است كه مىرهاند. شنوانندهترين دعوت كننده، به سوى آن فرا مىخوانَد، و بهترين نگاه دارنده، آن را نگاه مىدارد. پس فراخوانندهاش آن را شنوانيد و پذيرندهاش، رستگار گرديد.
بندگان خدا! پرواى الهى، دوستان خدا را از انجامدادن حرامهاى او نگه داشته، و ترس از او را در دلهايشان هميشگى كرده است، به گونهاى كه آنان را در شبها بيدار نگه مىدارد و در شدّت گرماى روزها، تشنه مىگذارد.
آسايش را با رنج، و سيرابى را با تشنگى به دست آوردند. مرگ را نزديك دانستند و به كار شتافتند، و آرزو را دروغ شمردند و اجل را در نظر آوردند.
پس بهراستى كه دنيا، سراى نابودى و سختى و دگرگونى و عبرتگيرى است. براى نابودى [دنيا]، اين بس كه روزگار، كمان خويش را كشيده است، در حالى كه