دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٣ - ٤/ ١٧ اجراى حد بر كسى كه اقرار به زنا كرد
٥٧٢٧. الكافى به نقل از ميثم: زنى پا به ماه، پيش امير مؤمنان آمد و گفت: اى امير مؤمنان! من زنا كردهام. مرا پاك كن خدا تو را پاك گردانَد؛ چون عذاب دنياآسانتر از عذاب رستاخيز است كه پايان ندارد.
[على ٧] فرمود: «تو را از چه چيزى پاك كنم؟».
زن گفت: من زنا كردهام.
[على ٧] از وى پرسيد: «شوهر دارى يا بىشوهرى؟».
پاسخ داد: شوهر دارم.
[على ٧] از وى پرسيد: «آيا در زمانى كه آن كار را انجام دادى، شوهرت دردسترس بود، يا از تو دور بود؟».
پاسخ داد: در دسترس بود.
[على ٧] فرمود: «برو و بچّهات را به دنيا بياور. بعد از آن بيا تا پاكت گردانم».
وقتى زن برمىگشت، على ٧ به طورى كه وى نمىشنيد، گفت: «بار خدايا! اين، يك شهادت».
ديرى نگذشت كه زن برگشت و گفت: من بچّهام را به دنيا آوردم. مرا پاك كن.
[على ٧] خود را به بىاطّلاعى زد و فرمود: «تو را از چه چيزى پاك كنم، اى كنيزخدا؟».
پاسخ داد: من زنا كردهام. مرا پاك ساز.
[على ٧] پرسيد: «وقتى آن كار را مرتكب شدى، شوهردار بودى؟».
گفت: آرى.
[على ٧] پرسيد: «شوهرت در دسترس بود يا نه؟».
پاسخ داد: در دسترس بود.
[على ٧] فرمود: «برو و طبق فرمان خداوند، دو سال كامل، بچّه را شير بده».
زن برگشت و وقتى به جايى رسيد كه سخن على ٧ را نمىشنيد، على ٧ گفت: «خداوندا! اين، دو شهادت».
هنگامى كه دو سال گذشت، زن آمد و گفت: بچّه را دو سالْ شير دادم. مرا پاككن، اى امير مؤمنان!
[على ٧] خود را به بىاطّلاعى زد و پرسيد: «تو را از چه چيزى پاك كنم؟».
زن پاسخ داد: من زنا كردهام. مرا پاك كن.
[على ٧] پرسيد: «وقتى آن كار را مرتكب شدى، شوهردار بودى؟».
گفت: آرى.
[على ٧] پرسيد: «شوهرت از تو دور بود، يا در دسترس بود؟».
پاسخ داد: در دسترس بود.
[على ٧] فرمود: «برو و بچّهات را سرپرستى كن تا [وقتى كه] بتواند بخورد، بياشامد، از بلندى پرت نشود و خود را در چاه نيندازد».
زن، گريه كنان برگشت. وقتى به مقدارى دور شد كه صداى على ٧ را نمىشنيد، على ٧ گفت: «خداوندا! اين، سه شهادت».