دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤١ - ٤/ ٢ دو مردى كه بر سر هشت درهم اختلاف داشتند
داوود ٧ گفت: گروهى را كه با شوهرت به سفر رفته بودند، مىشناسى؟
گفت: آرى.
[داوود ٧] پرسيد: آنان مردهاند، يا زندهاند؟
گفت: زندهاند.
داوود ٧ گفت: پيش آنان برويم.
سپس با زن، نزد آنان رفت و آنان را از خانههايشان بيرون كشيد و در بين آنان به همين گونه داورى كرد و پرداخت مال و خونبها را بر گردن آنان گذاشت و به زن گفت: نام پسرت را «عاشَ الدَين (دينْ زنده)» بگذار.
٤/ ٢
دو مردى كه بر سرِ هشت دِرهم اختلاف داشتند
٥٧١٠. الكافى به نقل از ابن ابى ليلى: امير مؤمنان، ميان دو نفر كه در سفرى همراه هم بودند، داورى كرد. [داستان، چنين بود:] هنگامى كه آن دو خواستند صبحانه بخورند، يكى، پنج قرص نان و ديگرى سه قرص نان از توشهاش بيرون آورْد. رهگذرى بر آنان گذر كرد و آن دو، وى را به غذا دعوت كردند. وى [نيز] با آن دو غذا خورد و چيزى از غذا نمانْد.
هنگامى كه از هم جدا مىشدند، رهگذر، به پاداش آنچه از غذاى آن دو خورده بود، به آن دو، هشت درهم داد. آن كه صاحب سه قرص نان بود، به دارنده پنج قرص نان گفت: پول را بين خودمان به صورت نصفْ نصف، تقسيم كن.
دارنده پنج قرص نان گفت: نه! بلكه هر كدام از ما، به مقدارى كه نان از توشهاش بيرون آورده، برمىدارد.
آن دو نزد امير مؤمنان آمدند. هنگامى كه [على ٧] سخن آنان را شنيد، به آن دو گفت: با هم مصالحه كنيد. ماجراى شما چيزى جزئى است.
گفتند: بين ما به حق، داورى كن.
على ٧ به دارنده پنج قرص نان، هفت درهم و به صاحب سه قرص نان، يك درهم داد و فرمود: «مگر يكى از شما پنج قرصنان و ديگرى سهقرص نان، از توشهاش درنياورده است؟».
گفتند: چرا.