دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٥ - سخن ابن ابى الحديد درباره دانشهاى امام على
درباره زن باردارِ زناكار، داورى كرد. او كسى بود كه در جريان پرسشِ منبريه[١] فرمود: «صار ثُمْنها تِسعا؛ يك هشتم او يك نُهم مىشود».[٢] پاسخ اين مسئله، از چيزهايى است كه از كسى كه از تقسيم ميراث آگاهى دارد، پس از انديشهورزىِ طولانى و با دقّت نظر بسيار، جاى تحسين دارد. پس چه مىتوان گفت درباره كسى كه فى البداهه پاسخ داده باشد و بدون فكر كردن، نتيجه را به دست آورده باشد.
از جمله دانشها، دانش تفسير قرآن است و اين دانش، از او ريشه گرفته و شاخ و برگ يافته است و اگر به كتابهاى تفسير رجوع كنى، درستى اين مطلب را خواهى دانست؛ چون بيشتر آراى تفسيرى، از او و از ابن عبّاس است و همگان، چگونگى همراهى ابن عبّاس با على ٧ و وابستگىاش به او را و اين را كه ابن عبّاس، شاگرد و دستپرورده اوست، مىدانند.
به ابن عبّاس گفته شد: دانش تو نسبت به دانش پسر عمويت على ٧، در چه حد است؟
پاسخ داد: چون نسبتِ قطره به اقيانوس.
و از جمله دانشها، دانش طريقت و حقيقت و احوال تصوّف است و اين كه در همه جهان اسلام، ارباب اين فن به ايشان مىرسند و زنجيره با او پايان مىيابد، امرى شناخته شده است و افرادى چون شِبْلى، جُنَيد، سَرى، ابو يزيد بسطامى، ابو محفوظ معروفِ كَرْخى و ديگران، به اين امر، تصريح كردهاند و به عنوان گواهى بر اين ادّعا، خرقهاى كه تا كنون به عنوان شعار آنان معروف است و آن را با سند متّصل به آن حضرتْ نسبت مىدهند، كافى است.
و از جمله دانشها، دانش نحو و قواعد زبان عربى است، و همه مردم مىدانند كه او كسى بود كه آن را ابداع كرد و كليات و اصول آن را بر ابو الأسود دُئلى، املا كرد كه از جمله اصول آن، اين است كه: «همه كلمهها، يكى از اين سه چيزند: اسم، فعل و حرف»، و نيز اين كه: «كلمه به معرفه و نكره تقسيم مىشود» و يا: «تقسيم اعراب به رفع، نصب، جَر و جزم»، و اين ابتكار، شبيه معجزه است؛ چون توان بشر براى اين تقسيمبندى كافى نيست و نمىتواند چنين اصولى را استنباط كند.
[١] از آن جا كه اين سؤال، در حالى پرسيده شد كه حضرت بر منبر بود، به« پرسش منبريه» مشهور است( ر. ك: كشف الغمّة: ج ١ ص ١٣٢).
[٢] ر. ك: ص ٤٠٥( رياضيّات).