دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩ - ٥/ ٢ بنيان گذار علم نحو
فرمود: «در اين شهرتان غلطهاى دستورى شنيدم. تصميم گرفتم كه كتابى در دستور زبان عربى بنويسم».
گفتم: اگر اين كار را انجام دهى، ما را زنده مىكنى و اين زبان در بين ما باقى خواهد ماند.
آنگاه، پس از سه روز، نزد وى آمدم. نوشتهاى به من داد كه در آن، اين مطلب بود: «به نام خداى بخشنده و مهربان. كلمه، اسم و فعل و حرف است. اسم، آن چيزى است كه از مسمّا خبر بدهد و فعل، آن چيزى است كه از حركت مسمّا خبر دهد و حرف، آن چيزى است كه از معنايى كه نه اسم است، و نه فعل، خبر دهد».
آنگاه فرمود: «اين مطلب را پيگيرى كن و آنچه را كه به ذهنت مىرسد، بر آن بيفزاى و بدان اى ابو الأسود كه: چيزها سه گونهاند: يا آشكارند و يا پنهاناند و چيزهايى هم هستند كه نه آشكارند و نه پنهاناند، و دانشمندان با شناخت چيزى كه نه آشكار است و نه پنهان، بر يكديگر برترى مىجويند».
ابو الأسود گفت: چيزهايى از نحو (دستور زبان) را گِرد آوردم و به او عرضه كردم و از جمله آنها حروف نصب بود و از آنها «إنَّ» و «أنّ» و «ليت» و «لعلّ» و «كأنّ» را ياد كردم؛ ولى «لكنّ» را نياوردم.
به من فرمود: «چرا" لكنّ" را وا گذاشتى؟».
گفتم: آن را از حروف ناصب نمىدانم.
فرمود: «آرى؛ از حروف ناصب است. اين را هم بر آنها بيفزا».
٥٥٨٠. شُعَب الإيمان به نقل از صَعْصَعة بن صَوْحان: عربى باديهنشين، نزد على بن ابى طالب ٧ آمد و گفت: سلام بر تو، اى امير مؤمنان! اين كلمه را در اين آيه چگونه قرائت مىكنى كه: «ل خ ٧ يأكلُه إلّا الخاطون؛ آن را جز راهروندگان نمىخورند»؟ به خدا سوگند همه راه مىروند؟
على ٧ لبخندى زد و فرمود: «اى اعرابى! [قرائت صحيحِ] آيه اين گونه است: «آن راى جز خطاكاران نمىخورند»».
اعرابى گفت: سوگند به خدا، راست گفتى، اى امير مؤمنان! خداوند، بنده خود را وا نمىگذارد.
آنگاه، على ٧ رو به ابو الأسود دُئلى كرد و فرمود: «عجمها، همگى اسلام آوردهاند.