دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٥ - ٢/ ٤ نزاع دو نفر بر سر يك فرزند
صاحب اسب در محضر على ٧ بيّنه اقامه كرد كه اسبش از خانهاش گريخته و بهآن مرد، لگد زده است. على ٧ خون آن شخص را هدر شمرد.
اقوام مقتول، از يمن نزد پيامبر خدا آمدند و گفتند: على، در حقّ ما ظلم كرده وخون خويشاوند ما را هدر شمرده است.
پيامبر خدا فرمود: «على، ستمكار نيست و براى ستم كردن، آفريده نشده است. ولايت پس از من، از آنِ على است و داورىِ صحيح، داورى اوست و سخندرست، سخن اوست. ولايت و سخن و داورى او را، جز شخص كافر، ردنمىكند و از ولايت و سخن و داورى او، جز مؤمن، خرسند نمىشود».
يمنىها هنگامى كه سخن پيامبر خدا را درباره على ٧ شنيدند، گفتند: اى پيامبرخدا! به داورى و سخن على ٧ راضى گشتيم.
پيامبر خدا فرمود: «اين، توبه شماست از آنچه گفتيد».
٢/ ٤
نزاع دو نفر بر سر يك فرزند
٥٦٧٨. الإرشاد در يادكرد على ٧، پس از آن كه پيامبر خدا وى را به يمنْ اعزام كرد: دو نفركه به طور مساوى، كنيزى را مالك بودند، از آن جا كه تازهمسلمان بودند واحكامِدين و [از جمله،] حرمت مجامعت دو نفر با يك كنيز در يك پاكى[١] رانمىدانستند، در يك پاكى، با وى مجامعت نمودند. در نتيجه، كنيز، باردار شد وپسرى به دنيا آورد.
آن دو بر سرِ كودك، نزاع كردند و داورى پيش على ٧ آوردند. على ٧ به نام آندو نفر، در مورد كودك، قرعه زد و قرعه به نام يكى از آن دو درآمد. كودك رافرزند او شمرد و نصف قيمت كودك را بر عهده او گذاشت چون آن كودك، بردهشريكش هم بود [و نصف آن، متعلّق به شريك او بود] و فرمود: «اگرمىدانستم كه شما دو نفر، پس از آگاهى از حرمت كارى كه كرديد، به آن اقدامكردهايد، شما را به شدّتْ مجازات مىكردم».
[١] منظور از يك پاكى، مدّت زمانى است كه زن در بين دو زمان حيض، پاك مىگردد.( م)