دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣ - ٥/ ١٢ اول و آخر
٥١٦٦. امام على ٧: سپاسْ خدايى را كه اوّل است، پيش از هر اوّلى، و آخر است، بعد از هر آخرى. كسى كه به جهت اوّل بودنْ شايسته است كه آغازى برايش نباشد، و به جهت آخر بودنْ شايسته است كه پايانى در كارش نباشد.
٥١٦٧. امام على ٧: هموست كه اوّل بودنش را نهايتى، و آخر بودنش را اندازه و پايانى نيست؛ آن كه هيچ وقتى بر او پيشى نگرفته، و هيچ زمانى از او جلوتر نبوده است.
٥١٦٨. امام على ٧: هموست كه همواره بوده و هميشه هست. پيش از آغاز روزگاران و پس از گذشت امور، يگانه و ازلى بوده است؛ آن كه نابود نمىشود و پايان نمىيابد.
٥١٦٩. امام على ٧: [خداوند،] هرگز زوال نمىپذيرد و هميشگى است. اوّلِ پيش از همه اشياست، بى آن كه اوّلْ بودنى داشته باشد، و آخرِ بعد از همه اشياست، بى آن كه پايانى داشته باشد.
٥١٧٠. امام صادق ٧: يكى از روحانيان يهودى، نزد امير مؤمنان آمد و گفت: اى امير مؤمنان! پروردگار تو از كِى بود؟
به او فرمود: «... كِى نبود تا گفته شود: كِى بود؟ پروردگار من، پيش از پيش، بدون پيشى بود، و بعد از بعد، بدون بعدى هست. نه پايان دارد و نه نهايتى براى پايانش است. همه پايانها نزد او پايانپذيرند، و او پايانبخشِ هر پايانى است».