دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧ - ٤/ ٣ ويژگىهاى پرهيزگاران
بر كنار است؛ هر گاه در بين غافلان باشد، از ذاكران به شمار مىآيد و اگر در بين ذاكران باشد، از غافلان به حسابش نمىآورند؛ از كسى كه به وى ستم كرده، مىگذرد و به آن كه محرومش ساخته، مىبخشد و با آن كه از وى بريده، پيوند برقرار مىكند؛ ناسزاگويى، از او دور است و سخنش نرم؛ بدىِ او بركنار و خوبىِ او حاضر است؛ خير او روىآور و شرّ او روى گردان است.
در سختىها، با وقار و در ناخوشايندها شكيبا و در آسايش، شكرگزار است. هر گاه بر كسى خشم بگيرد، ستم نمىكند و درباره كسى كه دوستش دارد، مرتكب گناه نمىشود.
پيش از آن كه عليه او گواهى داده شود، به حق، اعتراف مىكند. آنچه را كه نگهدارىاش از او خواسته شده، ضايع نمىكند و آنچه را كه به وى يادآورى شده، فراموش نمىكند. مردم را با القاب زشت، ياد نمىكند و به همسايه زيان نمىرساند و در مصيبتها [ى مردمْ] شادى نمىكند. در كار باطل، وارد نمىشود و از كار حق، قدم بيرون نمىنهد.
اگر خاموش باشد، خاموشى، غمگينش نمىكند و اگر بخندد، صداى خندهاش بلند نيست. اگر بر وى ستم رود، شكيبايى مىورزد تا خدا انتقامگيرنده او باشد. جانش از او در رنج است و ديگران از او در آسايشاند. جان خويش را براى آخرتش به رنج انداخته است و مردم را از سوى خود، آسوده ساخته است.
دورى گزيدنِ او از كسى كه از او دورى گزيده، از سر زهد و پاكى است و نزديك شدنش به آن كه به او نزديك شده، نرمخويى و مهربانى است. دورىگزينىاش، كبر و خودبزرگبينى نيست و نزديك شدنش، نيرنگ و فريب نيست».
[راوى مىگويد: سخن امام ٧ كه به اين جا رسيد،] همّام، بىهوش شد و در بىهوشى جان داد.
امير مؤمنان فرمود: «سوگند به خدا، از همين بر او مىترسيدم» و سپس افزود: «پندهاى رسا، با آنان كه اهل پندگيرىاند، چنين مىكند».
كسى به وى گفت: اى امير مؤمنان! چرا با تو چنين نمىكند؟
على ٧ فرمود: «واى بر تو! هر اجلى را زمانى است كه از آن، در نمىگذرَد و