دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧ - ٥/ ٢ بنيان گذار علم نحو
آنان سخن مىگفت و سوگند به خدا، فصيحترين و داناترينِ مردم به هر زبان و گويش بود. روزى به ايشان گفتم: اى پسر پيامبر خدا! من از آگاهى شما به اين زبانها با اين اختلافهاى زبانى در شگفتم.
فرمود: «اى ابا صَلْت! من حجّت خدا بر مردم هستم و خداوند، كسى را كه به زبان مردم آگاهى نداشته باشد، حجّت بر آنان قرار نمىدهد. آيا سخن امير مؤمنان به گوش تو نخورده كه فرمود:" به ما فصلُ الخطاب داده شده است" و آيا فصل الخطاب، جز آگاهى از زبانهاست؟».
ر. ك: اهل بيت : در قرآن و حديث: بخش چهارم/ فصل دوم: درهاى علوم اهل بيت/ آشنايى با همه زبانها.
٥/ ٢
بنيان گذار علم نحو
٥٥٧٨. سير أعلام النبلاء به نقل از ابو الأسود: نزد على ٧ رفتم و ديدم كه سر به گريبان برده است. گفتم: اى امير مؤمنان! درباره چه چيز مىانديشى؟
فرمود: «در ديار شما، خطايى در گفتار شنيدم. مىخواهم كتابى در زمينه دستور زبان عربى بنويسم».
گفتم: اگر اين كار را بكنى، ما را زنده كردهاى.
پس از چند روز، نزد وى آمدم. نوشتهاى به من داد كه در آن، اين مطالب بود: «همه كلمهها، اسم و فعل و حرفاند. اسم، آن است كه از مسمّا خبر مىدهد و فعل، آن است كه از حركت مُسمّا خبر مىدهد و حرف، چيزى است كهاز معنايى كه نه اسم است و نهفعل، خبر مىدهد».
آنگاه فرمود: «بر اين بيفزا و آن را پيگيرى كن».
منچيزهايى را گِرد آوردمو آنها را به وى عرضه كردم.
٥٥٧٩. تاريخ الخلفاء به نقل از ابو الأسود دُئِلى: نزد امير مؤمنان رفتم و او را سر به گريبان و متفكّر ديدم. گفتم: اى امير مؤمنان! درباره چه مىانديشى؟