دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٧ - ٤/ ٤ خطبه شيوا
ناروايشان پوزش بخواهند.
مگر شما پسران، پدران، برادران و نزديكانِ آن رفتهها نيستيد كه پا جاى پاى آنان مىنهيد و روش آنان را در پيش گرفتهايد و در راه آنان گام مىزنيد؟ پس دلها در رسيدن به بهره خويش سخت شدهاند، از كمال خويش روى گرداناند و در غير راه درست، گام مىزنند. گويى تكليفهاى شرعى، براى غير آنهاست و رستگارى، در به دست آوردن دنياست!
بدانيد كه گذرتان بر صراط و لغزشگاههاى آن و بيمهاى ناشى از لغزش بر آن و ترسهاى پياپى آن است. پس اى بندگان خدا! از خدا پروا كنيد؛ پرواى خردمندى كه انديشه، دلش را فرا گرفته و ترس، بدنش را رنجور ساخته و شبزندهدارى، خوابِ اندك را از او ربوده؛ به اميد ثواب، گرماى روزش را به تشنگى گذرانده و پارسايى، او را از خواهشهاى نفس، باز داشته و ياد خدا زبانش را به سرعت به كار انداخته و ترس را بر آرامشش پيش داشته است؛ به خاطر راه روشن، دل از راههاى گوناگونْ شسته است و ميانهترين راهها را براى روش مطلوب پيموده است. غرورهاى در هم پيچيده، او را از راهْ بيرون نكردهاند، و امور شُبههناك، راه را بر وى پوشيده نساختهاند، در حالى كه به شادمانىِ مژدهها و راحتىِ نعمتها، در خوش گوارترين خواب و با امنيتترين روز خويش دست يافته است؛ با نيكْنامى از گذرِ دنيا گذشته و با سعادتمندى، توشه آن جهان را پيش فرستاده است؛ از بيم، پيشْدستى كرده و در هنگام فرصت، شتافته و در جستجو [ى بايستهها]، رغبت ورزيده و از [نبايستهها،] به ترس، روى گردان شده و در امروزش از فردايش مواظبت كرده و گامِ پيش رويش را نِگريسته است.
پس بهشت، براى پاداش و بهره، و دوزخ براى كيفر و عذاب، بسنده است. و خدا براى انتقامگيرى و ياورى، و قرآن براى احتجاج و خصومتگرى، كافى است.