دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٩ - ٤/ ٤ خطبه شيوا
شما را به پروا كردن از خدايى سفارش مىكنم كه با آنچه بيم داده، [راه] عذر را بُريده و به راهى كه گشوده، احتجاج كرده، و شما را از دشمنى برحذر داشته كه مخفيانه در سينهها نفوذ مىكند و نجواكنان در گوشها مىدمد، گمراه مىسازد و هلاك مىكند، وعده مىدهد و به دام آرزوها مىافكند، و زشتىِ گناهان را مىآرايد و گناهان بزرگ را ساده نشان مىدهد، تا كم كمْ يار و همنشين خود را به گم راهى و هلاكت بكشاند و راه چاره را بر گروگان خود ببندد، و آنچه را كه آراسته بود، منكِر گردد و آنچه را كه آسان نموده بود، بزرگ شمارد و از هر چه كه ايمنْ نمايانده بود، برحذر دارد.
اين، همان [انسان] است كه خدا او را در تاريكخانههاى زهدانها و غلاف پردهها، نطفهاى جهنده و خونى لَخته و سپس، جنين، شيرخوار، كودك و نوجوان قرار داد و آنگاه، به او دلى فراگير، زبانى گويا، و چشمى نگاهكننده داد تا از سرِ عبرت، بفهمد و از سر خويشتندارى، از گناه باز ايستد؛ امّا آن هنگام كه اندامش استوار و قامتش كامل گرديد، متكبّرانه مىگريزد و سرگشته، پا بر زمين مىكوبد. از چاه هوايش آب بيرون مىكشد و در پى دنيايش كوشاست، در حالى كه در لذّتهاى سرمستىاش و انديشههاى نوجوانىاش فرو رفته است. نه نگران مصيبتى است و نه پرواى الهى او را به فروتنى وا مىدارد. مغرورانه، در فتنه خويش مىميرد و در خطاهايش روزگارى كوتاه مىگذرانَد. نه عوض به دست مىآورد و نه واجباتى را كه بر عهده دارد، ادا مىكند.
فاجعه مرگ، در باقىمانده روزهاى سركشى و راههاى كامجويى، ناگهان او را در بر مىگيرد. روز را به حيرانى و شب را به بيدارى، در گرداب دردها و شبيخون رنجها و بيمارىها در بين برادرى چون جان و پدرى مهربان و نوحهگرى كه به