دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٩ - ٤/ ١٩ قطع كردن دست دزد
٤/ ١٨
زن باردارى كه ترسيده و بچّهاش را سقط كرده و خود، مرده بود
٥٧٢٨. الكافى به نقل از حسن: وقتى على ٧ طلحه و زبير را شكست داد، مردمْ رو به فرارگذاشتند و به زن حاملهاى كه در راه بود، برخوردند. زن از آنان ترسيد و بچّهاشرا زنده سقط كرد و بچه تشنّج گرفت و مُرد. پس از مدّتى آن زن نيز مُرد.
گذر على ٧ و يارانش به وى افتاد و ديدند كه او و بچّهاش در راه، روى زمينافتادهاند. على ٧ از جريان آن زن پرسيد. گفتند: زن، حاملهاى بوده است ووقتى جنگ و فرار را ديده، ترسيده است.
[على ٧] پرسيد: «كدام يك از آن دو، پيش از ديگرى مرده است؟».
پاسخ داده شد: پسر، پيش از مادر، مرده است.
على ٧ شوهر زن را كه پدر بچّه بود فرا خواند و از ديه پسر، دو سومش بهوى داد و براى مادر بچّه، يك سوم گذاشت. آن گاه از طرف زن مرده، نيم ثلثديهاى را كه آن زن از پسرش به ارث برده بود، به شوهر داد و بقيّه را به نزديكانزن داد.
آن گاه از ديه زنِ مُرده، نصف ديه را به شوهر داد كه دو هزار و پانصد درهممىشد و نصف ديه باقىمانده زن را به نزديكان زن داد كه [آن هم] دو هزار وپانصد درهم مىشد؛ چون زن، جز همان بچّهاى كه از ترس سقط كرده بود، فرزندى نداشت.
همه اين ديهها از بيت المال بصره داده شد.
٤/ ١٩
قطع كردن دست دزد
٥٧٢٩. الكافى به نقل از حارث بن حصيره: گذرم به سياهپوستىافتاد كهدر مدينه آبمىدادو [انگشتان] دستش قطع شده بود. پرسيدم: چه كسى دستت را بريدهاست؟