دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣ - باب يازدهم حاضر جوابى
بپرس، اى كعب!».
كعب گفت: اى ابو الحسن! از سه چيزى كه در رَحِمْ قرار نگرفتهاند و از بدنْ خارج نمىشوند، مرا خبر ده.
فرمود: «عصاى موسى ٧ [كه اژدها شد]، شتر ثمود و قوچ ابراهيم ٧».
آنگاه فرمود: «بپرس، اى كعب!».
كعب پرسيد: اى ابو الحسن! تنها يك چيز باقى مانْد. اگر مرا از آن خبر دهى، شاه كار كردهاى!
على ٧ فرمود: «بگو، اى كعب!».
پرسيد: گورى كه صاحبش را با خود بُرد [، كدام بود]؟
على ٧ فرمود: «اين، [در مورد] يونس بن متّى است، هنگامى كه خداوند عز و جل او را در شكم نهنگ، زندانى كرد».
٥٦٥٠. تذكرة الخواصّ به نقل از ابن مُسَيَّب: پادشاه روم به عمر نوشت: ... امّا بعد؛ چند پرسش از تو دارم. از آنها مرا خبر ده. چه چيز است كه خدا آن را نيافريده؟ و چه چيز است كه خدا آن را نمىداند؟ و ...
على ٧، نامه را خواند و بىدرنگ در پشت نامه نوشت:
«به نام خداوند بخشنده مهربان .... امّا آنچه خدا نمىداند، سخن شماست كه مىگوييد: او فرزند و همراه و شريك دارد. «خدا، فرزندى اختيار نكرده است و با او معبودى ديگر نيست». «نه كسى راى زاده و نه از كسى زاييده شده است».
و امّا آنچه پيش خدا نيست، ستمكارى است. «و پروردگار تو به بندگان [خود]، ستمكار نيست».
و امّا آنچه همهاش دهان است، آتش است كه هر چه در آن افكنده شود، مىخورَد.