دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٧ - ١/ ٧ پذيرفته شدن نفرين وى درباره جاسوس معاويه
١/ ٦
پذيرفته شدن نفرين وى در حقّ انَس بن مالك
٥٧٤١. نهج البلاغة: به انس بن مالك، هنگامى كه او را به سوى طلحه و زبير، گسيل داشت تاوقتى به بصره مىرسد، شمّهاى از آنچه از پيامبر خدا درباره آن دو شنيده است، بهآنان تذكّر دهد. او از اين كار، سرپيچى كرد و نزد امام على ٧ برگشت و گفت: منآن جريان را فرموش كردهام.
على ٧ فرمود: «اگر دروغ مىگويى، خداوندْ سفيدى درخشانى در صورتت بيفكَنَد كه عمامه نتواند آن را بپوشاند!».
سيّد رضى گفت: منظور، بيمارى پيسى است. انس، بعدها در صورتش پيسىاى پديدار گشت كه جز روبَند زده، ديده نمىشد.
ر. ك: ج ٢ ص ٣٤١ (نفرين على به پنهان كنندگان).
١/ ٧
پذيرفته شدن نفرين وى درباره جاسوس معاويه
٥٧٤٢. الإرشاد به نقل از جُميع بن عُمَير: على ٧ شخصى را كه نامش عيزار بود به گزارش اخبارش به معاويه متّهم كرد. آن شخص، اين كار را انكار كرد و رد نمود. امير مؤمنان به او فرمود: «آيا به خدا سوگند مىخورى كه چنين كارى نكردهاى؟».
گفت: آرى. و زود، سوگند خورد.
امير مؤمنان به وى فرمود: «اگر دروغ مىگويى، خدا ديدههايت را نابينا كند!».
جمعه نگذشتكه او كور از خانهخارج شد، بهگونهاى كه دستش را مىگرفتند وخداوند، بينايىاش را گرفت.