دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١ - ٥/ ٣ ملخ
خالص، و با سياهىاى كه در آن است، مىدرخشد.
كمتر رنگى است كه از آن، بهرهاى نبرده باشد، و صافى، درخشش، جذّابيت جامه و جلوهگرى آن، در اوج است. جامه او چون گلهاى پراكنده است كه به دست باران بهارى و يا آفتاب تابستانى، پرورده نشدهاند.
گاه، پرهايش مىريزد و از لباسش عريان مىگردد و پرهايش از پىِ هم فرو مىريزند و آنگاه، دوباره مىرويند، و چون برگ درختان، از بالهايش سر مىزنند و آنگاه، بار ديگر به رشد و نمو، روى مىآورَند تا اين كه به شمايل پيش از پر ريزانش باز مىگردند، بدون آن كه با رنگِ گذشتهاش اختلاف پيدا كند.
رنگى جاى رنگ ديگر قرار نمىگيرد، و اگر پرى از پرهاى او را نيك بنگرى، گاه به تو سرخى گُل، و زمانى سبزى زِبَرجد، و در وقتى زردى طلا را نشان مىدهد.
چگونه ژرفاى فكر، به اين ويژگى مىرسد، و يا انديشههاى تيز به آن دست مىيابند، و يا توصيف توصيف كنندگان، آن را به رشته نظم مىآورَد؟ كوچكترين اجزايش قابل درك براى فهمها و قابل توصيف براى زبانها نيست.
منزّه است آن كه خِردها را از وصف آفريدهاى مقهور ساخته، آفريدهاى كه آن را در برابر ديدگان نمايان كرده و [ديدهها] آن را محدود، مخلوق، مركّب و رنگارنگ مىبينند، و زبانها در توصيفش ناتوان و در بيان ويژگىهايش درماندهاند.
٥/ ٣ ملخ
٥٣٣٠. امام على ٧: اگر مىخواهى، از ملخ بگويم كه [خداوند] براى او، دو چشم سرخ آفريده و دو حدقه ماهگون افروختهاست، و برايش گوشىناپيدا ساخته و دهانى متناسب گشوده و حسّى قوى قرار داده است، و دو دندان كه با آنها بِبُرد، و دو