دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١ - ٥/ ٤ خطبه بدون الف
هر كس كه سخن او به گوشش رسد، آن را بزرگ مىشمارد، و خداوند، شيرينى و نمك و زيبايى و فصاحت را در آن، گِرد آورده است. هيچ كلمه [بايسته] اى در آن فروگذار نشده و هيچ حجّتى با آن، همسنگى نكرده است. سخنوران را ناتوان ساخته، و گوى سبقت را از پيشتازان رُبوده است. سخن او، الفاظى است كه نور نبوّت بر آنها تابيده و فهمها و خِردها را سرگشته ساخته است.
٥/ ٤ خطبه بدون الف
٥٥٩٩. شرح نهج البلاغة: بسيارى از مردم، روايت كردهاند كه گروهى از ياران پيامبر خدا بحث مىكردند كه: «كدام يك از حروف الفبا، بيشترين كاربرد را در كلام دارد؟» و همه بر حرف «الف» اتّفاق كردند.
على ٧ فرمود:[١] «سپاس مىگزارم آن را كه منّتش عظيم است. و نعمتش فراوان و رحمتش بر غضبش پيش است. كلامش تمام، و ارادهاش نافذ و حكمش رساست.
[او را] سپاس مىگويم، سپاس گفتن كسى كه به پروردگارىِ او اقرار دارد و به بندگىاش گردن نهاده، از نافرمانىاش گريزان است، به توحيدش معترف است و از او مغفرتى را اميد دارد براى نجات يافتن در روزى كه آدمى را از خانواده و فرزند، مشغول مىدارد.
از او يارى مىجوييم و كمال مىطلبيم و هدايت مىخواهيم. به او ايمان داريم و بر او توكّل مىكنيم.
به او گواهى مىدهم، گواهى فرد با اخلاصِ با يقين، و او را يكتا مىدانم، يكتا دانستن كسى كه ايمان و يقين دارد، و او را يگانه مىشمارم، يگانهشمارىِ بنده اذعان كننده. او را شريكى در مُلكش نيست و در آفرينشش ياورى ندارد. از داشتن مشاور و دستيار و كمككار و يارى كننده و هماورد، فراتر است.
آگاهى يافت و پنهان داشت. به ژرفا شد و نيك دانست. فرمان روايى يافت و چيره گرديد. نافرمانى شد و بخشيد. داورى كرد و داد ورزيد. همواره بوده است و خواهد بود. «هيچ موجودى همانند او نيست».
او، از پسِ هر موجودى است، پروردگارى كه به عزّتش پيروز و به قدرتش نيرومند است. به خاطر برترىاش منزّه است و به خاطر والايىاش متكبّر است. ديدهاى او را درك نمىكند و
[١] در متن عربى اين گفتارِ على ٧ هيچ الفى به كار نرفته است.( م)