دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٩ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
رازهاى بلاغت از او آشكار گشت و قوانين آن، از او گرفته شد و هر گوينده سخنور، به مانند او گام زد و هر واعظ سخنورى از كلام او يارى جُست. با اين همه، او پيشتاز است و ديگران، برجاى مانده، و او در پيش است و ديگران در پس؛ چرا كه سخنان او سخنانى است كه رنگى از علم الهى دارد و عطرى از كلام نبوى.
درخواستشان را براى شروع به اين كار پذيرفتم و مىدانستم كه در آن، فايدهاى سترگ است و نام آن، شهره خواهد شد و پاداشى در آن، اندوخته است و بر آن شدم كه مقام والاى امير مؤمنان را در اين فضيلت (فصاحت و بلاغت) بيان كنم و اين، فضيلتى است افزون بر مَحاسن فراوان و فضايل بسيارِ ديگرى كه على ٧ دارد و اين كه او تنها كسى است از بين همه گذشتگان كه به نهايت بلاغت، دست يافته است.
تنها اندكى از سخنان پيشينيان كه به ما رسيده، طُرفه و بىهمتاست؛ امّا سخنان او دريايى است كه با آن، هماوردى نمىتوان كرد، و انبوهى است كه هيچ انبوهى با آن همتراز نيست، و خواستم كه در افتخار به ايشان، بتوانم به سخن فَرَزْدَق، تمثّل جويم كه گفت:
اينان، پدران مناند. همچون آنان را نزد من بياور
به هنگامى كه پيش هم مىآييم، اى جرير![١]
سيّد رضى در ذيل اين سخن على ٧: «بهاى هر كسى به آن چيزى است كه آن را به نيكى مىداند»، مىنويسد: اين، سخنى است كه نمىتوان براى آن ارزشى تعيين كرد و هيچ حكمتى با آن همسنگ نيست و هيچ كلمهاى همتاى آن نيست.
و در ذيل سخن ايشان كه مىفرمايد: «منزلگاهِ آخرين، پيش روى شماست و در پشت سرتان، مرگ، سرودخوان مىآيد. سبكبار باشيد تا برسيد؛ چرا كه پيشينيان شما منتظر پسينيانِ شما هستند»، مىگويد: اين سخن، پس از سخن خدا و پيامبر خدا، اگر با هر سخنى سنجيده شود، بر آن، برترى خواهد داشت و از آن، پيشى خواهد گرفت و اين [بخشاز] سخنش كه مىفرمايد: «سبكْبار باشيد تا برسيد»، گفتارى است كه كم حجمتر
[١] نهج البلاغة: مقدّمه سيّد رضى. منظور، آن است كه در مقام مفاخره، چنين پدرانى كه من دارم، ندارى.