دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٧ - ٣/ ٩ اجراى حد بر قدامه
٣/ ٨ مرد همسردار يمنى كه در مدينه زنا كرده بود
٥٦٩٠. امام رضا ٧: عمر، فرمان داد تا مرد يمنىِ زندارى كه در مدينه زنا كرده بود، سنگسارشود. امير مؤمنان فرمود: «سنگسار كردن وى، واجب نيست؛ چون اززنشدور بوده و وى در شهر ديگرى است. تنها، حد [تازيانه] بر وى واجباست».
عمر گفت: خداوند، مرا با گرفتارىاى دست به گريبان نسازد كه ابو الحسن درآنگرفتارى حاضر نباشد.
٣/ ٩
اجراى حد بر قُدامه
٥٦٩١. امام باقر ٧: قُدامة بن مظعون را كه شراب خورده بود، نزد عمر بن خطّاب آوردند ودونفر عليه وى شهادت دادند. يكى از آن دو، عمرو تميمى (مردى خواجه) بود وديگرى معلّى بن جارود. يكى از آن دو گفت: من ديدم كه وى شراب مىخورْد. ديگرى هم گفت: من ديدم كه وى شراب، قِى مىكرد.
عمر، در پى ياران پيامبر خدا فرستاد كه در بين آنان امير مومنان [نيز] بود.
عمر به امير مؤمنان گفت: نظر تو چيست، اى ابو الحسن؟ تو كسى هستى كهپيامبر خدا دربارهات گفته است: «تو داناترينِ اين امّت و آگاهترينِ آنان به [موازين] قضا بر اساس حقّى. اين دو نفر در گواهىشان، اختلافنظر دارند.
على ٧ فرمود: «آن دو، دو گونه گواهى ندادهاند. تا شراب نخورده باشد، شرابْقى نمىكند».
[عمر] پرسيد: آيا گواهىِ فرد خواجه (اخته)، پذيرفتنى است؟
على ٧ فرمود: «از دست رفتن مردىاش مثل از دست رفتن يكى از اعضاىديگر اوست.
٥٦٩٢. امام صادق ٧: قُدامة بن مظعون را كه شراب خورده بود و عليه وى شاهد وجودداشت، نزد عمر آوردند. او حُكم آن را از على ٧ پرسيد و وى فرمان داد هشتاد تازيانه بر وى