دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧ - باب هفتم رياضيات
پرسيده شد. فرمود: «يك هشتم آن زن، يك نُهم مىشود».[١]
٥٦١٠. المصنَّف، ابن ابى شيبه به نقل از سفيان، از مردى كه نام وى را نياورده است: هيچ كس را حسابگرتر از على ٧ نيافتم. از سهم دو دختر و پدر و مادر و زنْ پرسيده شد، فرمود: «سهم يك هشتمِ زن يك نُهم مىشود».
٥٦١١. الاستيعاب به نقل از زَرّ بن حُبَيش: دو نفر نشسته بودند و غذا مىخوردند. يكى از آنان پنج قرص نان داشت، و ديگرى سه قرص نان. وقتى سفره انداختند، كسى نزد آنان آمد و سلام كرد. گفتند: بنشين و غذا بخور.
مرد نشست و با آن دو خورد و همه هشت قرص نان را خوردند. آن مرد برخاست و در هنگام رفتن، هشت درهم نزد آن دو گذاشت و گفت: اين در مقابل نانى است كه با شما خوردم و از غذايتان بهره بردم.
آن دو [بر سرِ تقسيم درهمها] با هم كشمكش كردند. دارنده پنج قرص نان گفت: پنج درهم، از آنِ من و سه درهم، از آنِ توست. دارنده سه قرص نان گفت: جز اين كه پولْ بين ما به نصف تقسيم شود، به چيز ديگرى راضى نيستم.
شكايت، نزد امير مؤمنان على بن ابى طالب ٧ بردند و داستان خود را براى وى نقل كردند. على ٧ به آن كه سه قرص نان داشت، گفت: «دوستت آنچه را كه [حقّ تو] بوده، به تو داده است و نان او بيشتر از نان تو بوده است. بيا و به همين سه درهم، راضى باش».
گفت: هرگز! جز به حقّ خالص، از او راضى نخواهم شد.
على ٧ فرمود: «در حقّ خالص، به تو بيش از يك درهم نمىرسد و او هفت درهم مىبرد».
[١] شرح اين حديث، بر اساس كتابِ المناقب، ابن شهر آشوب(: ج ٢ ص ٤٥) چنين است: براى پدر و مادر، دو ششم و براى دو دختر، دو سوم و براى زن، يك هشتم است و[ بدين ترتيب،] از مقدار فريضه افزون مىگردد. براى زن، يك هشتم بيست و چهار، يعنى سه سهم است و چون سهمها بيست و هفت مىشود، يك هشتم او، يك نهم مىشود؛ زيرا يك سومِ بيست و هفت، نُه مىگردد. در نتيجه ٢٤ سهم مىماند كه براى دو دختر، شانزده سهم و براى پدر و مادر هشت سهم است تا به طور مساوى تقسيم شود.
وى افزوده است: اين، يا بر اساس پرسشى بودن جمله است، يا بنا بر سخن آنان كه مىگويند« يك هشتمش يك نهم مىگردد»، يا بر پايه نظر خودش است و يا آن كه نتيجه حكم بر اساس نظر كسى كه به عول معتقد است، كه آن حضرت جواب، محاسبه، تقسيم و نسبت را روشن كرده است.