دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥ - پژوهشى درباره اشعار آن حضرت و ديوان منسوب به وى
اللّه بن زياد گفت:
اين [زن]، سجعگوست. به جانم سوگند كه پدرش هم سجعگو و شاعر بود.[١]
سيد رضى ; آورده است كه:
أنّ الإمام عليّاً ٧ لَمّا سُئِلَ: مَن أشعَرُ الشُّعَراءِ؟ قالَ:
«إنَّ القَومَ لَم يجروا في حَلبَةٍ تُعرَفُ الغايَةُ عِندَ قَصَبَتِها، فَإِن كانَ ولا بُدَّ فَالمَلِكُ الضِّلّيلُ».
وقتى كه از على ٧ پرسيدند: شاعرترينِ شاعران كيست؟ على ٧ فرمود: «شاعران در يك ميدان به مسابقه نپرداختهاند تا در پايانِ خطّ مسابقه شناخته شوند؛ ولى اگر چارهاى جز پاسخگويى نيست، شاعرترينِ آنان، پادشاه سرگردان است».
منظورش امْرؤُ القَيس است.[٢]
اديب و نويسنده بلند آوازه مصرى، استاد عبّاس محمود عَقّاد، بر پايه اين نقل و آگاهىهاى ديگر، بر اين باور رفته است كه امام ٧ نه تنها شعر را به خوبى مىسروده، بلكه از چندى و چونى شعر نيز به ژرفى آگاهى داشته و در نقد شعر و شناخت سَره از ناسره آن، جايگاهى بلند داشته است.
او در اين باره مىنويسد:
به نظر ما آن حضرت، شعر مىگفت و آن را خوب نقد مىكرد، و نقدش درباره شاعران، نقدى عالمانه و آگاهانه بود. اختلاف مكتبهاى شعرى را مىدانست و روشهاى مقابله و ارزيابى بر پايه هر كدام از آنها را مىشناخت و به خاطر آگاهى وى از چگونگى ارزيابى بين كارهاى آنان، از وى درباره شاعرترينِ مردم پرسيده شد و وى فرمود: «شاعران در يك ميدان به مسابقه نپرداختهاند تا در خطّ پايان مسابقه شناخته شوند؛ امّا اگر چارهاى جز پاسخگويى نيست، شاعرترينِ آنان، پادشاه
[١] الإرشاد: ج ٢ ص ١١٦، مثير الأحزان: ص ٧١، كشف الغمّة: ج ٢ ص ٢٧٦.
[٢] نهج البلاغة: حكمت ٤٥٥. ابن ابى الحديد به نقل از ابن دُرَيد، مضمون جمله ياد شده را در ضمن گزارش خطابهاى از مولا ٧ آورده است و نيز تصريح امام ٧ را كه مراد از« پادشاه سرگردان»، امرؤ القيس است( شرح نهج البلاغة: ج ٢٠ ص ١٥٣). نيز، ر. ك: ص ٣٩٣( ح ٥٦٠٢).