دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٦ - پژوهشى درباره اشعار آن حضرت و ديوان منسوب به وى
سرگردان است».
به نظر ما، اين، اوّلين تقسيم شعر بر پايه مكتبهاى شعرى و هدفهاى شعرسرايى در بين عربهاست. بنا بر اين، مقايسه جز در بين اشعار همگون، روا نيست و تعميم برترى شعرها، جز از باب غلبه نيست.[١]
اين گونه نقلها كه نشانگر داورىهاى مولا ٧ درباره شعر و شاعران است، در متون كهن، كم نيست[٢] و اينها همان گونه كه عقّاد آورده است نشانى است از جايگاه والاى مولا ٧ در شعر و شاعرى، كه او «اميرِ بيان» بود و «خداوندگارِ سخن».
بر پايه اسناد تاريخى، امام ٧ شعر مىسروده است و به شعر و بهرهورى از آن (با معيارهاى مورد تأكيد خويش)، توصيه مىكرده است[٣] و در ضمن خطابهها، نگاشتهها و ... به اشعار ديگران، تمثّل مىجسته است؛ اما با اين همه، عالمان و مورّخان، از ديرباز، در انتساب همه آنچه به نام على ٧ بر جاى مانده است به مولا ٧، تأمّل داشتهاند و در چگونگى اشعار منتسَب به مولا، فراوان سخن گفتهاند.[٤] از جاحظ نقل كردهاند كه مىگفته است:
على ٧، جز رَجَز، شعرى نسروده است.[٥]
ياقوت حَمَوى به نقل از ابو عثمان مازِنى آورده است كه:
[١] المجموعة الكاملة( عبقرية الإمام علىّ ٧): ج ٢ ص ١٣٥.
[٢] براى نمونه بنگريد به: العمدة في محاسن الشعر وآدابه: ج ١ ص ١١١، مصادر نهج البلاغة و أسانيده: ج ٤ ص ٣١٢.
[٣] براى نمونه، آن بزرگوار، ضمن تأكيد بر فراگيرى شعر ابوطالب و تدوين و نشر آن، در باب چرايى لزوم فراگيرى شعر آن مدافع بىبديل پيامبر ٦ مىفرمود:« شعر ابو طالب را ياد بگيريد و به فرزندانتان هم بياموزيد؛ چرا كه وى بر دين خدا و بسيار دانشور بود»( مستدرك نهج البلاغة: ص ١٧٥، تصنيف نهج البلاغة: ص ٧٧٣، وسائل الشيعة: ج ١٢ ص ٢٤٨).
[٤] ر. ك: مقدّمه سودمند أنوار العقول من أشعار وصىّ الرسول، به خامه كامل سلمان جُبورى.
[٥] فهرست نسخههاى خطّى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران: ج ٢ ص ١١٦.