دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩ - باب هفتم مجموعه نامها و صفات
بيناست، از آن هنگامى كه هيچ آفريده قابل ديدنى وجود نداشت. تنها بود، بى آن كه سكونت كنندهاى باشد تا به آن، انس بگيرد و يا با نبودش وحشتْ حاصل آيد.
٥٢٨٦. امام على ٧ در تشويق به شناخت خداى متعال و يگانه دانستن او: سرآغاز پرستش خداوند، شناخت اوست، و پايه شناخت او، يگانه شمردن اوست، و سررشته يگانگىاش، نفى تشبيه از اوست.
برتر از آن است كه صفات در او حُلول كنند؛ چرا كه خِردها گواهاند: هر چيزى كه صفات در آن جاى گيرند، ساخته شده است، و خِردها بر اين گواهاند كه خداوند جل جلاله، سازنده است و نه ساخته شده.
با ساختههاى خدا، بر وجود او استدلال مىشود، و به خردها [رشته] شناختش پيوند خورده است، و با انديشه برهانِ روشنش اثبات مىگردد. آفريدهها را دليل وجود خود قرار داده است كه با آنها، پرده از پروردگارىاش بر مىگيرد.
او در ازلى بودنش يگانه است، در خداوندىاش بىشريك است، و براى پروردگارىاش همسانى وجود ندارد. با تضاد افكنىاش بين اشياى متضاد، فهميده مىشود كه او ضد ندارد و با نزديكسازىاش بين امور نزديك، فهميده مىشود كه او همتا ندارد.
٥٢٨٧. امام على ٧: آن كس كه به او وصفِ چگونگى مىدهد، او را يگانه نمىداند، و آن كه براى او نمونه مىآورد، حقيقت او را درنيافته، و آن كه او را تشبيه مىكند، [در واقع] او را اراده نمىكند، و آن كه به او اشاره مىنمايد و او را تصوّر مىكند، بىنيازش نمىشمرد.
هر چيزى كه به خودش شناخته شده باشد، ساختهشده خواهد بود، و هر به پا ايستاده به وسيله ديگرى، معلول است. او كننده است، ولى نه با حركت اندامها؛ تقدير كننده است، امّا نه با جولان دادن انديشه؛ بىنياز است، نه با بهره بردن [از دارايىها]. زمانها او را همراهى نمىكنند و ابزارها در پى او نمىافتند.
هستىاش بر زمانها، و بودنش بر نبودن، و ازلى بودنش بر آغاز، پيشى گرفته است. با قرار دادن قواى ادراكى [در انسان]، فهميده مىشود كه او را قوّه ادراك نيست، و با اختلاف افكندنش بين چيزها، فهميده مىشود كه ضدّى ندارد، و با به هم آوردن بين چيزها، دانسته مىشود كه او را همنشين نيست. نور را با ظلمت، روشنايى را با تاريكى، خشكى را با ترى، گرمى را با سردى متضاد ساخت.
سازگار كننده بين پديدههاى ناسازگار، و به هم آورنده بين جداها، نزديكساز بين دورها، و