ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٠ - ادعيه اسم اعظم
اين اسماء را بعد از نماز عشا مىخواند:
خداوندا بدرستى كه من گواهى مىدهم به آنكه تو خدائى نيست خدائى مگر تو يگانه بىنيازى كه نزائيده و زائيده نشده است و نيست براى او همسر كسى.
١٢- و در روايت ديگر كه ما او را در جزء چهارم از كتاب تحصيل در ترجمه مبارك بن عبد الرّحمن ذكر كردهايم، بر اين وجه است:
خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم به حقّ آنكه توئى خداى يگانه دائمى كه نزائيده و زائيده نشده است و نيست براى او همسر كسى.
پس آنگاه حضرت پيغمبر ٦ فرمودند كه قسم به كسى كه نفس من به دست قدرت اوست كه هر آينه اين مرد خداى خود را به اسم اعظم سؤال كرد، آن چنان اسمى كه هر گاه خداى تعالى به آن سؤال كرده شود، عطا مىكند و هر گاه او به آن اسم خوانده شود حاجت بنده خود را بر مىآورد.
١٣- و از آن جمله حديثى است كه به روايت عايشه مروى است كه به حضرت پيغمبر ٦ گفت كه: يا رسول اللَّه به من اسم عظيم و اعظم خداى تعالى را تعليم نماى. پس آن حضرت به او فرمودند كه وضو ساز، پس او نيز وضو ساخت. پس به او گفتند كه اين كلمات را بخوان تا آنكه من اينها را بشنوم. پس عايشه نيز آنها را خواند و اين كلمات اين است:
خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم ترا به حقّ نامهاى تو كه نيكويند همه آنها آنچه مىدانم از آنها و آنچه نمىدانم و سؤال مىكنم ترا به نام تو كه بزرگ و بزرگتر است و كبير و اكبر است.
پس آن حضرت فرمودند كه تو اى عايشه قسم به حقّ آن كسى كه مرا براستى فرستاده است، اسم اعظم را يافتى.
١٤- و از آن جمله روايتى است كه از أنس مروى است كه: پيغمبر خدا ٦ گفت آنكه يوشع بن نون اين دعا را خواند. پس به بركت اين دعا خداى تعالى آفتاب را از فرو رفتن نگاه داشت تا آنكه او از نماز فارغ شد و دعا اين است:
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا بنام تو كه پاكيزه و پاك و پاك گردانيده شده و منزّه و با بركت و سپرده شده در خزانه و پنهان است و نوشته شده است بر سراپرده حمد و سراپرده بزرگى و سراپرده قدرت و سراپرده پادشاهى و سراپرده پنهانىها، مىخوانم ترا اى پروردگار من به آنكه براى توست ستايش نيست خدائى مگر تو كه روشنى ده عالميانى و نيكوكار و بخشنده مهربان و راستگوئى داناى پنهان و حاضرى تازه پديد آورنده آسمانها و